دستور ويژه امام خميني درباره عمليات كربلاي 5

ويژه نامه «شب هاي قدر كربلاي 5»
دستور ويژه امام خميني درباره عمليات كربلاي 5

خبرگزاري فارس: محسن رضايي ، فرمانده وقت سپاه پاسداران ، طي نامه اي خطاب به امام خميني ، ليستي از درخواست هاي اضطراري را به محضر امام خميني، فرمانده كل قوا ارسال داشته و با بيان نيازهاي عاجل خويش شامل توپخانه، نفر بر زرهي، تانك و توپ ضد هوايي و ذكر آمار تجهيزات مورد نياز، خواستار تأمين و ارسال آن شده‌اند.


 

به گزارش سرويس حماسه و مقاومت خبرگزاري فارس ، در اوايل نيمه دوم بهمن ماه سال 1365 آقاي محسن رضايي ، فرمانده وقت سپاه پاسداران ، طي نامه اي خطاب به امام خميني ، ليستي از درخواست هاي اضطراري را به محضر امام خميني، فرمانده كل قوا ارسال داشته و با بيان نيازهاي عاجل خويش شامل توپخانه، نفر بر زرهي، تانك و توپ ضد هوايي و ذكر آمار تجهيزات مورد نياز، خواستار تأمين و ارسال آن شده‌اند.مايحتاج اعلام شده توسط فرمانده سپاه به اين شرح است:
يكصد تانك
يكصد نفربر
سه ضدهوايي
57 شني دار
ده گردان توپخانه

امام خميني(ره) در پاسخ به اين درخواست چنين مرقوم فرموده‌اند:

"بسمه تعالي،
جنابان حجت‌الاسلام آقاي خامنه‌اي و آقاي هاشمي -اعز هما الله تعالي- با وضعيت بسيار خطيري كه با آن مواجه هستيم شرعا و عقلا لازم است براي رساندن مايحتاج رزمندگان جان به كف كربلاي پنج سريعا اقدام شود. مسامحه در اين امر يك فاجعه خداي نخواسته ممكن است به بار آورد.

والسلام عليكما و رحمة الله.
11 بهمن 65
روح‌الله الموسوي الخميني "

ويژه نامه " شب هاي قدر كربلاي 5 " در خبرگزاري فارس(32)

انتهاي پيام/

 

حوادث اخير در دنياي اسلام كه از تونس آغاز شد، در مصر به اوج رسيد و اكنون به سرعت در حال بسط به بقيه ديكتاتوري هاي عربي در خاورميانه است، همه اخبار را در حاشيه قرار داده است. بحث دقيق درباره ريشه هاي اين حوادث و عوامل شتاب دهنده به آن موضوع اين نوشته نيست و بسيارند كساني كه بهتر از صاحب اين قلم از عهده آن برآيند. آنچه اين نوشته در پي بيان مجمل آن است اين است كه آمريكايي ها چگونه با اين حوادث برخورد كردند و تناقض موجود ميان ادعاي حمايت از دموكراسي و برخوردي كه با حركت بوضوح مردم سالارانه مردم كشورهاي عربي كرده اند چگونه قابل حل است.
اگرچه آمريكايي ها تلاش كردند در مواجهه با اين حوادث- كه آشكارا نمي توانستند آن را ناديده بگيرند يا از اظهارنظر در مورد آن فرار كنند- جانب احتياط را از دست ندهند ولي مجموعه منافع در هم تنيده آنها در منطقه بويژه در قبال مصر اجازه نداد كه رياكاري را از حد معيني فراتر ببرند. در اولين اظهارنظرها كه به وقايع تونس مربوط بود، آمريكا با چشم سفيدي تمام اعلام كرد كنار مردم تونس ايستاده است انگار نه انگار كه ديكتاتور تونس سال هاي طولاني غلام حلقه به گوش آن بوده و هرچه كرده به فرمان كاخ سفيد كرده است. فقط يك نمونه از اسنادي كه در اين باره وجود دارد، سندي است كه ويكي ليكس اخيرا منتشر كرد و ديدار سفير آمريكا در تونس را با بن علي روايت مي كند. بن علي در اين ديدار به صراحت مي گويد كه تابع همه آنچه آمريكايي ها بخواهند خواهد بود و از جمله براي اثبات نوكري خود تاكيد مي كند از ايران و از شيعه متنفر است.
نوبت به مصر كه رسيد براي آمريكايي ها بسيار دشوار بود همان ژستي را كه درباره تونس گرفته بودند تكرار كنند. مصر جايگاه مهمي در استراتژي منطقه اي اوباما دارد و فعلا آمريكايي ها در موقعيتي نيستند كه براي ديكتاتوري مطيع مبارك، جايگزيني بهتر بيابند. مبارك خصوصا در 3 حوزه كمك هايي جدي و غير قابل انكار به آمريكا كرده است. نخست، مصر نقشي كليدي در پس پرده پروژه عادي سازي روابط كشورهاي عربي و اسلامي با رژيم غاصب صهيونيستي و پيش برد طرح هاي سازش از طريق فشار به جبهه فلسطيني داشته است. درست است كه اين پروژه آمريكايي به دليل برخورد به مانع سفت و سخت محور مقاومت و بيزاري ملت هاي مسلمان از آمريكا و اسراييل، آن طور كه آنها مي خواستند پيش نرفت ولي اين چيزي از نقشي كه مصر بازي كرد و تلاشي كه به خرج داد كم نمي كند. براي آمريكايي ها بسيار حياتي است كه به نحوي اسراييل را به ژئوپلتيك منطقه تحميل كنند و همه شواهد مي گويد دولت مبارك سرپل اصلي اين پروژه بوده است آنقدر كه در برخي اسناد اخيرا منتشر شده از جانب ويكي ليكس مقام هاي امنيتي و ديپلماتيك مصر بويژه عمرسليمان رييس سرويس اطلاعاتي اين كشور، «مرداني حقيقتا اسراييلي» خوانده شده اند. مصر قبل از جنگ هاي 33 و 22 روزه از وقوع آنها آگاه بود و در طراحي هاي اسراييل براي به انجام رساندن آنها شركت كرد، در حين جنگ به مثابه يك پادگان يا يگان كمكي براي ارتش اسراييل عمل كرد و بعد از جنگ هم توطئه اي عليه محور مقاومت نبوده كه مصر در آن پيش گام نباشد. پروژه دوم تلاش براي باز كردن جاي پاي آمريكايي ها در مناطق حساس جنوب آسيا و شمال آفريقا و تثبيت آن به عنوان امري طبيعي و درازمدت است كه براي خود داستان بلندي دارد. مصر قبل از جدي شدن نقش عربستان در منطقه همواره دوست نزديك آمريكا و محرم رازهاي سياسي و امنيتي آن در منطقه بوده است و بعد هم كه آمريكا تصميم گرفت به دليل ملاحظات مربوط به بازار جهاني انرژي و برخي تنگناهاي ايدئولوژيك در ميان اهل سنت، نقش بيشتري به عربستان بدهد، محور مصر-سعودي مجري شماره يك طراحي هاي منطقه اي آن بوده است. و محور سوم، مقابله با نفوذ معنوي و قدرت نرم ايران در منطقه از طريق تهديدنمايي برنامه هاي هسته اي و منطقه اي ايران، بزرگنمايي اين تهديدها و تلاش براي ايجاد يك ائتلاف منطقه اي عليه ايران است كه براي استراتژي امنيت ملي آمريكا از نان شب هم واجب تر است. مصري ها در اين زمينه نه فقط فعال بلكه بيش فعال بوده اند. رايزني هاي ديپلماتيك مصر و آمريكا مملو است از بدگويي هاي كينه توزانه عليه ايران و اعلام ترس و هشدار پي در پي درباره اينكه اگر جلوي ايران گرفته نشود منطقه را خواهد بلعيد. اگرچه نه مصر و نه هيچ كدام ديگر از آن ديكتاتورهايي كه در خلوت خود با آمريكايي ها پشت سر ايران صفحه گذاشته اند جرئت ابراز علني آن مواضع را ندارند (همه آنها آنچه را كه خصوصي به آمريكا گفته بودند و ويكي ليكس منتشر كرد، تكذيب كردند) و ترجيح مي دهند آمريكا مشكل ايران را براي آنها حل كند (؟!)، اما سعي و تلاش پي گير آنها عليه تنها دموكراسي خاورميانه عمق ترسي را كه به جانشان افتاده به خوبي نشان مي دهد.
بسيار خوب، آمريكايي ها با متزلزل شدن پايه هاي ديكتاتوري چنين مطيع و دوست داشتني چگونه بايد برخورد مي كردند؟ آيا اوباما مي توانست به اين مرده ريگ ويلسوني بچسبد كه «ايالات متحده حافظ و حامي آزادي هاي مردمي و جنبش هاي دموكراسي خواهانه در سراسر جهان است»؟ آيا اوباما مي توانست مثل مورد تونس شرم و حيا را كنار بگذارد و بگويد در كنار مردم مصر ايستاده است؟ اينجا بود كه آزموني براي تمييز دادن ادعا از واقعيت بنا نهاده شد و به وضوح مي شد ديد كه آمريكايي ها در اين باره كه چگونه بايد به آن وارد و از آن خارج شوند، درمانده شده اند. باراك اوباما در سخناني دستپاچه و نسنجيده گفت مبارك يكي از بهترين متحدان آمريكا در منطقه است و خدمات بي نظيري به طرح هاي آمريكايي عرضه كرده است. فيليپ كراولي سخنگوي وزارت خارجه آمريكا اندكي پخته تر حرف زد. كراولي گفت اعتراض حق مردم مصر است اما اين كار را با حفظ «ثبات» هم مي توانند انجام بدهند!
اين جاست كه با يك مفهوم كليدي در راهبردهاي بين المللي آمريكا مواجه مي شويم: «ثبات»! اين واژه اي است كه در ادبيات استراتژيك آمريكايي ها بيش از هر واژه ديگري به كار برده مي شود و كمتر درباره مفهوم واقعي آن بحث شده است. وقتي آمريكايي ها مي گويند در يك نقطه از جهان ثبات برقرار است، يا وقتي مي گويند فلان كشور يا فلان حادثه ثبات را در نقطه اي از جهان بر هم زده است، يا وقتي از گروهي مي خواهند «بي ثباتي» ايجاد نكنند منظورشان دقيقا چيست؟ براي پيدا كردن جواب اين سوال بايد از كليشه هاي رايج و فيلترهاي خبري تعبيه شده در گوشه گوشه ماشين عظيم پروپاگانداي غربي تا مي توانيم فاصله بگيريم. يكي از كساني كه پاسخي دقيق، عالمانه و مبتني به شواهد و قرائن به اين سوال ها داده، نوام چامسكي است. او در جايي مي گويد اگر مي خواهيد دقيقا متوجه منظور اهالي كاخ سفيد از واژه هاي ثبات و بي ثباتي بشويد، بايد علاوه بر دفترچه لغت، يك نقشه جغرافيايي هم پيش رويتان داشته باشيد. اين واژه ها بسته به اينكه درمورد كدام نقطه از جهان به كار مي رود، معاني كاملا متفاوتي دارد. اينكه ايران منطقه را بي ثبات مي كند يعني منافع آمريكا را به خطر مي اندازد و راهي هم براي متوقف كردن آن نيست. اينكه اعراب خواستار ثبات هستند يعني بايد تا جا دارند به آنها اسلحه فروخت ولو اينكه همه بدانند آنها قادر به استفاده از هيچ كدام از آنها نيستند. ثبات در روسيه، چين و اروپا به اين معناست كه روس ها، اروپايي ها و چيني ها بپذيرند امتيازهاي تاكتيكي را استراتژيك فرض كنند و آنجا كه منافع حياتي آمريكا مورد بحث است، پا در كفش آن نكنند. ثبات در خاورميانه هم يعني اينكه نفت فراوان و ارزان به پالايشگاه ها و صنايع آمريكا برسد، كسي به دلار چپ نگاه نكند و برتري استراتژيك اسراييل به چالش كشيده نشود. مخرج مشترك همه اين تعريف ها اين است كه ثبات يعني تامين با ثبات و مطمئن منافع اقليتي كوچك در اروپاي غربي وآمريكاي شمالي ولو اينكه به قيمت پايمال شدن همه آنچه ارزش هاي انساني و صلح و امنيت بين المللي خوانده مي شود، تمام شود.
آمريكايي ها اكنون در ميانه اين پارادوكس گير كرده اند. اگر جانب مفهوم ثبات را بگيرند بايد پشت سر ديكتاتورهاي رو به سقوط خاورميانه بايستند و اگر به دفاع از آرمان دموكراسي برخيزند آن وقت منافع حياتي شان در منطقه به خطر خواهد افتاد. البته روشن است كه آمريكا به كدام سو ميل خواهد كرد. اين بار اول نيست كه آمريكايي ها ديكتاتوري هاي سود رسان را به دموكراسي هاي مستقل و زير بار نرو ترجيح مي دهند. از 1945 به اين طرف كه همواره امور بر همين منوال بوده است. در واقع مسخره است از كشوري كه درون جامعه خود براي دموكراسي پشيزي ارزش قائل نيست انتظار داشته باشيم در ديگر نقاط جهان براي حرف و خواست توده هاي مردم ارزش قائل شود و در راه آن هزينه كند. آمريكا پشت ديكتاتورها خواهد ايستاد. درجريان فتنه 88 در ايران هم كاري جز اين نكرد. در مصر ديكتاتورها درون كاخ هستند و در تهران 88 كف خيابان بودند. تا آنجا كه به آرمان دموكراسي به مثابه ضرورت حاكم بودن نظر اكثريت مربوط مي شود ذره اي ميان اين دو تفاوت نيست.
فقط يك چيز نسبت به گذشته تفاوت كرده و آن هم اين است كه اين بار ظاهرا ديگر پشتيباني آمريكا هم افاقه نمي كند. آمريكايي ها بخواهند يا نه قطار فروپاشي ديكتاتورها در خاورميانه به راه افتاده و دموكراسي بر استعاره مقدس ثبات غلبه خواهد كرد.
مهدي محمدي

 


وزير خارجه اسبق آمريكا تاكيد كرد كه در واشنگتن هيچ كس نيست كه باور داشته باشد با روش هاي فعلي مي توان جلوي هسته اي شدن ايران را گرفت.
جيمز بيكر، در گفت وگويي با روزنامه هاآرتص كه روز شنبه 9 بهمن 1389 منتشر شده، گفت: «گزينه استفاده از قدرت نظامي براي متوقف كردن برنامه هسته اي ايران تنها از طريق اشغال اين كشور ممكن است ولي اين گزينه در دستور كار آمريكا وجود ندارد و گزينه هاي ديگر هم كار نمي كند.»
بيكر ادامه داد: «پيامدهاي حمله نظامي به تاسيسات هسته اي ايران قابل پيش بيني نيست. حمله نظامي به برنامه هسته اي ايران به صورت بنيادين با حمله نظامي نيروي هوايي اسرائيل به نيروگاه تموز عراق در سال 1981 متفاوت خواهد بود. ايراني ها به خوبي از حمله نيروي هوايي اسرائيل به تاسيسات اتمي عراق آگاه هستند و مي دانند چگونه از برنامه و تاسيسات هسته اي دفاع كنند. يكي از اقدامات ايراني ها براي دور كردن خطر حمله نظامي توزيع تاسيسات هسته اي در سراسر اراضي ايران بوده است و اين اراضي بسيار گسترده است.»
بيكر سپس با سرزنش نتانياهو گفت: «داگان درباره ايران واقعيت را گفته بود كه اين كشور به پنج سال زمان براي ساخت سلاح هسته اي نياز دارد.»
وي همچنين درباره داستان راه ندادن نتانياهو به ساختمان وزارت خارجه آمريكا در دوران تصدي گري وزارت خارجه خود گفت: «زماني كه وزير خارجه آمريكا بودم نتانياهو معاون وزير خارجه اسرائيل بود و وي در آن زمان درباره سياست آمريكا در خاورميانه گفته بود اين سياست مبتني بر دروغ و مخدوش سازي است. زماني كه به واشنگتن آمدم به وزارت خارجه دستور دادم مانع از ورود وي به ساختمان وزارت خارجه شوند. اين ممنوعيت سالهاي متمادي ادامه داشت و زماني كه نتانياهو در نامه اي به وزارت خارجه آمريكا از اظهارات خود ابراز ندامت كرد اين ممنوعيت لغو شد. ما پس از انتخاب نتانياهو به عنوان نخست وزير اسرائيل در سال 2009 انتظارات زيادي از وي داشتيم تا روند صلح در منطقه به پيش برود ولي اين انتظارات عملي نشد.»
در همين حال، خبرگزاري رويترز هم در گزارشي مفصل از داووس نوشت كارشناسان عقيده دارند تبعات حمله به ايران وحشتناك خواهد بود. در اين گزارش كه به قلم دان پري نوشته و در تاريخ 9 بهمن 1389 منتشر شده، آمده است: «گروهي از كارشناسان آمريكا، اروپا و خاورميانه روز جمعه در مورد چگونگي برخورد با برنامه هسته اي ايران يك ديدگاه مشترك را بيان كردند و آن اينكه حمله نظامي به ايران ممكن است يك ضد حمله ويرانگر را درپي داشته باشد.
ريچارد هاس ديپلمات سابق آمريكايي گفت درصورت شكست ديپلماسي براي جلوگيري از برنامه هسته اي ايران هيچ گزينه خوبي براي جايگزين كردن وجود ندارد و گزينه توسل به زور نيز خطرناك است. وي به اين ترتيب خود را از آنهايي كه مي گويند توسل به زور يك گزينه ممكن درقبال ايران است جدا كرد. وي افزود اگرچه از تحريم هاي شديدتر عليه ايران به عنوان يك تاكتيك حمايت مي كند اما معتقد است توسل به نيروي نظامي يك گزينه خطرناك است.
هاس تصريح كرد يك ايران هسته اي منطقه را بر لب تيغ قرار مي دهد. حمله نظامي به ايران خطرناك ترين اقدام است كه پيامدهاي وحشتناكي را به دنبال خواهد داشت.»
رويترز ادامه داد: «اكثر شركت كنندگان در اين بحث كه شبكه تلويزيوني العربيه آن را ترتيب داده بود تاكيد كردند درحال حاضر ديپلماسي بايد محور اصلي تلاش ها باشد.
كارل تئودور گوتنبرگ وزير دفاع آلمان گفت ما بايد از هرگونه فرصتي كه به دست مي آيد براي دستيابي به هدف مان در اين مسير ديپلماتيك استفاده كنيم.
باباجان گفت يك سوءتفاهم بزرگ بين جهان غرب و برخي كشورها در خاورميانه درمورد ايران وجود دارد. به حاشيه راندن ايران و منزوي كردن بيشتر اين كشور نمي تواند يك راه حل باشد.»
رويترز سپس از قول تركي فيصل كه در گذشته سفير عربستان سعودي در آمريكا بود نوشت:« نمي دانم آيا تلاش براي برقراري دموكراسي در سراسر منطقه خاورميانه ممكن است نگران كننده تر از يك ايران مجهز به تسليحات هسته اي باشد يا نه، اما ما در عربستان سعودي نه تسليحات هسته اي داريم و نه دموكراسي.»
كارشناسان شركت كننده در اين بحث همچنين درمورد انتقامجويي شديد ايران درصورت حمله نظامي به اين كشور هشدار دادند.
خالد البوعينين از مقامات نظامي ارشد سابق در خليج فارس گفت: «ايران در صورتيكه هدف حمله نظامي قرار بگيرد به نيروهاي آمريكايي و اسرائيلي در خليج فارس حمله خواهد كرد و پاي كشورهاي خليج فارس نيز ممكن است در اين جنگ به ميان كشيده شود.»
تركي نيز تصريح كرد: «ايران درصورت روبرو شدن با حمله به هر جايي كه بتواند حمله خواهد كرد كشور من و ديگر كشورها نيز همگي در معرص اين خطر خواهند بود. ايران از امكاناتي در سراسر جان برخوردار است و مي تواند از آنها استفاده كند.»
گوتنبرگ هم گفت: «اروپا نيز ممكن است در اين جنگ درگير شود. ابتدا منطقه خاورميانه در معرض حمله خواهد بود و بعد هم اروپا. اين يك فاجعه محض است و بايد سعي كرد با استفاده از راه هاي ديپلماتيك از آن جلوگيري كند.»

 
 
گفت: آمريكايي ها در اخبار و گزارش هاي خود درباره مصر، از افرادي مثل البرادعي و «ايمن نور» به عنوان رهبران حركت مردمي ياد مي كنند!
گفتم: البرادعي كه 12 سال مديركل آژانس بين المللي انرژي اتمي بود و دستورات ديكته شده آمريكا را اجرا مي كرد و «ايمن نور» هم يك لائيك وابسته به همان رژيم آمريكايي مصر است.
گفت: يادت هست در اوج انقلاب اسلامي هم آمريكايي ها سعي مي كردند گروه هايي مثل جبهه ملي و نهضت آزادي را به عنوان رهبران انقلاب معرفي كنند كه ملت بدجوري توي پوزه آنها زدند.
گفتم: معلومه كه يادم هست، بعدها در اسناد لانه جاسوسي كشف شد كه اين دو گروه در همكاري مستقيم با سفارت آمريكا بوده اند. و حتي بازداشت و انفجار بمب جلوي منازل آنها براي جا انداختن همين ترفند بوده است.
گفت: مگر سران فتنه در نقش ستون پنجم آمريكا و اسرائيل و انگليس ظاهر نشده بودند؟ ولي مردم به آساني آنها را شناختند. مردم مصر و اردن و يمن هم نشان داده اند كه فريب عوامل آمريكا را نمي خورند.
گفتم: عده اي رفته بودند قلعه اي را فتح كنند، ساكنان قلعه آنها را سنگ باران كردند و يكي از سنگ ها ملاج فرمانده مهاجمان را شكست. يارو با عصبانيت به طرف گفت؛ مگه سپر به اين بزرگي را نمي بيني كه سنگ را توي ملاج من مي زني؟
 
 
 

در پي ارتحال علامه العمري از علماي مدينه نمايندگان رهبر معظم انقلاب اسلامي به اين شهر عزيمت كردند تا ضمن ابلاغ تسليت معظم له ، به خانواده علامه العمري، در مجلس ترحيم ايشان نيز شركت كنند.
در پي ارتحال علامه شيخ محمد علي العمري از علماي شيعه عربستان، از سوي حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي ، آيت الله جنتي و حجت الاسلام مروي به مدينه منوره عزيمت كردند تا ضمن ابلاغ تسليت مقام معظم رهبري به خانواده علامه العمري، در مجلس ترحيم ايشان نيز شركت كنند.

 


سخنگوي وزارت خارجه كشورمان تظاهرات مردم مسلمان مصر را حركتي عدالتخواهانه و در جهت تحقق خواسته هاي ملي و اعتقادي آنها دانست.
رامين مهمانپرست، سخنگوي وزارت امور خارجه كشورمان روز شنبه، در رابطه با تحولات جاري در كشور مصر، گفت:جمهوري اسلامي ايران ضمن پيگيري و رصد دقيق حوادث مصر، تظاهرات مردم مسلمان اين كشور را حركتي عدالتخواهانه و در جهت تحقق خواسته هاي ملي و اعتقادي آنها دانسته و انتظار دارد مقامات كشور مصر ضمن شنيدن صداي ملت مسلمان و تمكين به خواسته هاي به حق آنها، از هرگونه برخورد خشونت آميز توسط نيروهاي امنيتي و پليس با موج بيداري اسلامي كه به صورت نهضتي مردمي در اين كشور به حركت درآمده، خودداري كنند.
 
 


طنزنويس فراري نشريات زنجيره اي كه با حلقه لندن همكاري مي كند، بسياري از عناصر ضدانقلاب مقيم خارج را كلاهبردار و دروغگو توصيف كرد.
ابراهيم نبوي بدون اشاره به شارلاتان بازي هاي متعدد خود درباره ديگر عناصر فراري نوشت: وقتي مهاجر مي شوي، زمان برايت روي لحظه اي كه رفته اي صفر مي شود، منجمد مي شود. يك مشكل بزرگ مهاجر اين است كه محكوم زمان صفر است اما توهم مي كند كه با چيدن پاره ها ي خبر و واقعه مي تواند خود را به روز برساند، معمولا مهاجر زمان بعد از خروج خود را به سختي مي فهمد. گاهي سعي مي كند نفهمد و زمان را چنان كه دوست دارد تعريف كند.
او اضافه مي كند: بسياري از مهاجران را ديده ام كه سال 1356 را چنان تعريف مي كنند، انگار كه سال 2005 سوئيس است]![ يا ديده ام دوستان چپ را كه از انبوه ميليوني هواداران شان در سال 59 چنان تعريف مي كنند انگار رژه ارتش سرخ در 1927 مسكو بوده، يا مردماني كه از روزهاي جنگ در تهران چنان تعريف مي كنند انگار هر روز يك تانك به خانه شان شليك مي كرده، يا بچه هايي كه از دوران خاتمي چنان تعريف مي كنند كه انگار ملت هر روز كف خيابان روزنامه مي خواندند و شب ها پارتي مي رفتند. واقعيت اين است كه ما در گذشته دخالت مي كنيم. يادمان مي رود كه تا آخرين روز هم دست به سينه ارباب قدرت بوديم و حالا همان ها را كه مثل خودمان بودند، مزدور مي خوانيم. دوست من چنان از رنج هاي دهه 60 سخن مي گويد كه يادم مي رود كه سال 1356 به فرنگ آمده است]![ واقعيت اين است كه هر مهاجري براي اثبات خود نياز به دستكاري در واقعيت دارد. گاه اين كار را چنان مي كند كه تبديل مي شود به يكي از هزاران دائي جان ناپلئوني كه تمام سخنان شان نواري دو ساعته است كه هر روز يك ساعتش را مي گويند و هر روز تغييرش مي دهند.
ابراهيم نبوي مي نويسد: «در تعيين مبدا تاريخي، خودمان و حقانيت خودمان را پنهان مي كنيم. با رفتن من در سال 57، ايران زباله داني شد و همه چيز از بين رفت، هر كس در آنجا بود يا كشته شد يا كشتار كرد. يكباره كاشف فروتن گوادالوپ مي شويم و چنان انقلاب را تفسير مي كنيم انگار فرانسوا ميتران خلبان آيت الله خميني بود و جيمي كارتر قاتل شاه. اگر مهاجر دهه شصت باشيم، رژيم سابق را بكلي خائن مي دانيم و رژيم بعد از 67 را مزدور. تنها «قبيله من» مي شوند همان اعدامي هاي 67 كه جز آزادي هيچ نمي خواستند، هيچ ربطي هم به حمله مجاهدين خلق نداشتند و تمام شان بيگناهاني بودند كه جابرانه و ستمگرانه كشته شدند. يك نفر هم پيدا نمي شود كه محض رضاي خدا به ما نشان بدهد كه اين زندانيان بخاطر دفاع از آزادي زنداني شدند. پيش از اين پذيرفته ايم كه زندانبانان و قاتلان جنايتكار بودند. ولي آيا واقعاً مجاهدين خلق و چريكهاي فدائي خلق و حزب توده در طول مبارزات چندين و چند ساله شان، يك روز از آزادي همه مردم ايران و از دموكراسي دفاع كرده اند؟ يك شاهد مثال بياوريد تا همه دست پشيماني از بي خردي و جبن مان بگزيم كه چقدر احمق بوديم كه اين جنايت را نفهميديم و چقدر احمق تر كه براي اعتراض به آن تا پاي اعدام نرفتيم همه و همه و همه آنها كه قبل از سال 1367 از ايران خارج شدند يا در معرض اعدام بودند يا حداقل يك بار كشته شده بودند؟
وي در ادامه اين مطلب هجوآميز يادآور مي شود: اگر سال 1378 از ايران خارج شده باشيم، قرباني بي كفايتي و ترس خاتمي هستيم. من نمي فهمم در روز هجده تير كلا هزار نفر در دانشگاه تهران معترض بودند، اين خيل ده هزار نفري رهبران جنبش دانشجويي در فرنگ چه مي كنند؟ داغ دل جنبش سبزي ها را تازه نمي كنم كه هنوز از گرد راه نرسيده اند و وقت براي گفتن از آنان بسيار است. بگذار تكرار كنم كه من پشت دفاع از اين قربانيان 57 و 67 و 78 و 88 الزاما خيرخواهي و عدالت جويي نمي بينم. دفاع مي كنيم چون مي خواهيم خودمان را اثبات كنيم. گاهي اوقات حتي تيزبازي درمي آوريم. مي شويم مدافع قربانيان 67 در حالي كه اصلا روح مان تا پس از پناهنده شدن از اين ماجرا خبر نداشت و راي مان را پس مي خواهيم بگيريم، در حالي كه اصلاً رايي نداده بوديم.
يادآور مي شود نوشته كنايه آميز نبوي كه از سوي سايت مهاجراني و كديور (جرس) منتشر مي شود، در واقع پاسخي است به جريان هاي ضدانقلاب و نفاق قديمي تر كه با لحني تحقيرآميز و انباشته از سرزنش با كساني چون نبوي و مهاجراني و ساير شبه اصلاح طلبان برخورد مي كنند و سوابق حضور آنها در جمهوري اسلامي را به رخشان مي كشند و سمبل فرصت طلبي، كاسبكاري و بي ثباتي شخصيت معرفي مي كنند
 
 

مرگ داريوش همايون از سران سلطنت طلبان و حامي فتنه سبز، طيف هاي ضد انقلاب را عزادار كرد. همايون در 82 سالگي و در ژنو سوئيس درگذشت.
منابع خبري گزارش داده اند همايون از چندي پيش بر اثر زمين خوردن دچار ضربه مغزي شده و به كما رفته بود و ديگر به هوش نيامد. وي سال گذشته وقوع انقلاب اسلامي ايران را بزرگ ترين كابوس زندگي خود توصيف كرده بود و به همين دليل نيز علي الدوام به ستايش هاي مبالغه آميز نسبت به برخي دست اندركاران فتنه سبز (موسوي و خاتمي و كروبي) مي پرداخت. او حتي از گروهك هاي مقيم خارج خواسته بود خود را با اين سه نفر و اصلاح طلبان تنظيم كنند چرا كه اپوزيسيون توانسته از اين طيف، افراد و شخصيت هاي جديدي در تناقض با هويت انقلابي سابقشان بسازد.
صاحب نظران تاريخ به اعتبار كارنامه سياسي همايون از وي به عنوان فردي بي ثبات و فرصت طلب ياد مي كنند و سير تطور گرايش هاي سياسي وي از سوسياليسم به سلطنت طلبي دو آتشه و سپس شعار دموكراسي خواهي و حقوق بشر را در طول 60 سال زندگي سياسي او را شواهد متعدد اين ادعا برمي شمارند. همايون در سال 1326 جزو مؤسسان حزب ضد اسلامي «پان ايرانيست» بود، سال 1329به «گروه نجات ملي» پيوست و سال 1330 از حزب سوسياليست ملي كارگران ايران (سومكا) سر درآورد اما در جريان كودتاي 28 مرداد، در زمره چماقداران و چاقوكشاني بود كه با شعار «خدا، شاه، ميهن» و با هدايت سيا و M16 به خيابان ريختند و نهضت ملي شدن نفت را ساقط كردند.
داريوش همايون پس از كودتاي 28 مرداد مورد اعتماد رژيم كودتا قرار گرفت. او عضو شبكه مطبوعاتي وابسته موسوم به «بدامن» بود و مورد اعتماد آمريكا قرارگرفت.
اعتماد سرلشكر زاهدي عامل كودتاي 28 مرداد 32 به همايون باعث شد تا دختر خود «هما» را به عقد وي درآورد. رژيم كودتايي پهلوي همچنين از همايون براي راه اندازي سنديكاي وابسته «نويسندگان و خبرنگاران» كمك گرفت تا مطبوعات را به طور كامل مديريت كند.
همايون روزنامه صهيونيستي آيندگان را به اعتبار ارتباط با كلان سرمايه داران صهيونيست راه اندازي كرد. او همچنين مدت ها وزير اطلاعات و جهانگردي در دولت هاي هويدا و آموزگار بود و پس از راه اندازي حزب شاه ساخته رستاخيز، به عنوان قائم مقام دبيركل حزب معرفي شد.
روايت تاريخي غالب بر آن است كه داريوش همايون نويسنده مقاله موهن روزنامه اطلاعات عليه مذهب و مراجع و حضرت امام خميني(ره) در 17 دي 56 است، مقاله اي كه با امضاي مستعار احمد رشيدي مطلق (يا به تعبير شهيد والامقام دستغيب «احمق رشيدي مطلق») چاپ شد. برخي روايتگران نيز بر آن هستند كه مقاله از سوي دربار و با وساطت همايون براي چاپ به روزنامه اطلاعات ارسال شد. اين مقاله جرقه انفجار انقلاب اسلامي را در 19 دي 56 و سپس اربعين هاي زنجيره اي تا پيروزي انقلاب اسلامي زد و تا ابد داريوش همايون را دركنار لعنت ملت ايران، سزاوار ملامت سلطنت طلبان و حاميان خارجي آنها قرار داد.
داريوش همايون 16 آبان 57 در منزلش دستگير و روانه زندان دژبان پادگان جمشيدآباد مي شود. روز 22 بهمن 57 پس از فتح پادگان جمشيدآباد توسط مردم از زندان فرار كرده و 15 ماه به طور مخفيانه در ايران مي گذراند. وي سال 1359از كشور گريخت.

 


«جراحات حاصل از رويدادهاي سال 1979ميلادي در ايران كه به سرنگوني شاه و به قدرت رسيدن اسلامگرايان در اين كشور انجاميد، هنوز در غرب التيام نيافته است.»
روزنامه فرانسوي لوموند اين تحليل را ضمن بررسي جنبش هاي غافلگيركننده در طيفي از كشورهاي اسلامي عنوان كرد و نوشت: غرب از رويدادهاي جديد كشورهاي عربي غافلگير شده است. غربي ها در تحليل اين رويدادها با نگراني چندگانه رو به رو هستند كه يكي از عمده ترين آنها احتمال ظهور جنبش هاي تحت نفوذ اسلامگرايان است. نبايد فراموش كرد كه جراحات حاصل از رويدادهاي سال 1979 ميلادي كه به سرنگوني شاه ايران و به قدرت رسيدن اسلاميون در اين كشور انجاميد، در غرب هنوز التيام نيافته است.
در همين حال روزنامه القدس العربي در گزارش مشابهي بر نگراني هاي مشترك آمريكا و اسرائيل پرداخته و خاطرنشان كرده است: واشنگتن حق دارد كه نگران باشد، چرا كه فروپاشي نظام هايي مانند نظام مصر به منزله فروپاشي همه سياست هاي خارجي آمريكا در خاورميانه و شكست اين كشور در به اصطلاح مبارزه با تروريسم و دشوار شدن اوضاع نيروهاي آن در عراق و افغانستان است. دولت هاي آمريكا همواره با تلاش بسيار، پول هاي هنگفتي را براي تحكيم اركان نظام مصر صرف كرده اند نه به اين دليل كه به آن علاقه دارند بلكه به جهت آنكه امنيت مرزهاي اسرائيل را تامين كند و چرخش روند سازش را حتي در صورت نتيجه بخش نبودن آن، ادامه دهد. قطعاً اسرائيلي ها نيز نگران هستند و تحولات مصر را پيگيري مي كنند، واضح است كه براي اسرائيلي ها در مصر نظامي بهتر از نظام فعلي كه امنيت اسرائيل را در قبال منافع ناچيز تامين كند، روي كار نخواهد آمد.
ارگان وزارت رژيم صهيونيستي نيز با ابراز هراس از زلزله سياسي در كشورهاي مرتجع منطقه نوشت: بعيد نيست پس از مدتي گروه هايي نظير اخوان المسلمين در مصر روي كار آيند و بخواهند مصر را به سوي يك جمهوري اسلامي پيش ببرند. اين در حالي است كه دولت آمريكا مجبور شده دولت مبارك را براي دادن برخي آزادي ها تحت فشار بگذارد و اين همان وضعيت فشار كارتر به رژيم محمدرضا پهلوي در آستانه قدرت رسيدن خميني را يادآور مي شود. اكنون مصر و اردن دو كشوري هستند كه با اسرائيل پيمان صلح دارند و ناآرامي هاي دو كشور مي تواند بر اين امر نيز تاثير بگذارد.

 

 
بی بی سی: اخبار پشت پرده هرچه باشد به نظر مي رسد اقدام آقاي هاشمي رفسنجاني در تاكيد دوباره بر خواسته هاي پس از انتخابات به طور تلويحي نوعي حمايت از شرايط اعلام شده از سوي آقاي خاتمي است... اگر هاشمي عقب نشيني كند حتما تعادل به ضرر وي و سران جنبش سبز به هم خواهد خورد.
آخرين اظهارات هاشمي رفسنجاني با استقبال و تحليل هاي جالب محافل ضدانقلاب مواجه شد كه معتقدند اين سخنان بازي در زمين اصلاح طلبان و ادامه مواضع اخير محمد خاتمي است.

به گزارش صراط نیوز هاشمي رفسنجاني يكشنبه در ديدار با اعضاي انجمن اسلامي دانشگاه گيلان گفته بود «همچنان به مواضع خودم در آخرين نمازجمعه (6 تير88) معتقدم.» به دنبال انتشار اين سخنان كه متضمن القاي ترديد در سلامت انتخابات و حمايت از آشوبگران بازداشتي (بعضا وابسته به گروهك هاي محارب) بود، شبكه زنجيره اي عنكبوت (شامل كلمه، بي بي سي، سحام نيوز، راديو فردا، صداي آمريكا، روزآن لاين، گويانيوز، جرس و دهها سايت و شبكه ماهواره اي مشابه) به استقبال رفتند.

شبكه دولتي بي بي سي انگليس در اين باره نوشت: دور تازه اصلاح طلبان در شرايطي دنبال مي شود كه اكبر هاشمي رفسنجاني مي كوشد همچنان موقعيت خود را در نظام سياسي حفظ كند. او در بيانيه اي دوباره اطاعت خود را از رهبري يادآوري كرد. اين تحول و تحولات مشابه آن چنان باور به تلاش هاشمي رفسنجاني براي مصالحه با حاكميت را در ميان جناح هايي از معترضان تقويت كرد كه اين چهره ميانه رو ناگزير شد طي سخناني بگويد كه به آنچه در نمازجمعه پس از انتخابات در حمايت از معترضان گفته بود، همچنان باور دارد.

بي بي سي افزود: «اخبار پشت پرده هرچه باشد به نظر مي رسد اقدام آقاي هاشمي رفسنجاني در تاكيد دوباره بر خواسته هاي پس از انتخابات به طور تلويحي نوعي حمايت از شرايط اعلام شده از سوي آقاي خاتمي است. سايت خبري كلمه از تاكيد هاشمي رفسنجاني بر مواضع خود در آخرين نمازجمعه اش استقبال كرده و آن را زنده كننده خاطرات دلسوزانه براي عبور از بحران توصيف كرده است.»

رسانه دولتي انگليس تحركات اخير كساني چون خاتمي را «تلاش اصلاح طلبان براي ماندن در قدرت» ارزيابي كرده و از قول يكي از اعضاي فراكسيون اقليت مجلس مي نويسد: نظام بايد براي اصلاح طلبان فرش قرمز پهن كند.
ارگان حلقه لندن (جرس) نيز كه توسط تيم مهاجراني- كديور اداره مي شود و ارتباطاتي را با برخي عناصر تندرو كارگزاراني نظير مهدي هاشمي دارد، به بهانه تاكيد هاشمي رفسنجاني بر مواضع سال گذشته خود، به بازخواني و شرح و تفسير! اظهارات وي در آخرين نمازجمعه پرداخت و تصريح كرد: هاشمي رفسنجاني همچنان بر مواضع سال گذشته خود پا مي فشارد و در هر مناسبتي بر آن تاكيد مي كند. او در آن خطبه شرايط كشور را برخلاف نظر حاكميت و رهبري بحراني خواند و صراحتا بر عدم درستي نتيجه انتخابات تاكيد كرد. او همچنين مي گويد اعتماد عمومي به نظام از دست رفته است. خطبه هاشمي به خوبي به بحران مشروعيت اشاره دارد.

«جرس» بدون اينكه يادآور شود فتنه گران سال گذشته شعار جمهوري ايراني مي دادند و روي اسلام خط كشيده بودند، مي نويسد: تا كي مي توان شعار استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي را از تريبون ها پخش نكرد]!![. به هرحال هاشمي مواضعش را صريح بيان كرده است.

راديو فردا ارگان رسمي سازمان سيا هم به نقل از يكي از عناصر ضدانقلاب مقيم آمريكا، از هاشمي خواست كه از مواضع خود عقب نشيني نكند و افزود: اگر هاشمي عقب نشيني كند حتما تعادل به ضرر وي و سران جنبش سبز به هم خواهد خورد.

راديو فردا در عين حال نوشت: هاشمي تلاش مي كند رهبري را از گرايش تندروي حاكم جدا كند. اين توهم، آسيبش براي جنبش سبز بيشتر از منفعت آن است و رهبري مسئله اصلي جنبش سبز است و او معمار اصلي حركت ها عليه اين جريان بوده است.

يادآور مي شود اظهارات اخير هاشمي رفسنجاني مبني بر اينكه همچنان به مواضع خود در تيرماه 88 معتقد است، در تناقض با ديگر اظهارات وي مبني بر اطاعت از رهبري به عنوان حجت شرعي و عقلي قرار دارد. از سوي ديگر 19 ماه پس از آغاز فتنه بزرگ، اكنون معلوم شده كه مسئله فتنه گران نه انتخابات و پيروزي اين نامزد يا آن نامزد بلكه «ستيزه جويي با اسلام و حذف آن از حاكميت، معارضه و فحاشي عليه حضرت امام خميني و ميراث بزرگ ولايت فقيه و قانون اساسي، تخطئه انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي، و ميدانداري به نفع آمريكا و رژيم صهيونيستي» بود و نهايتا نيز به رسوايي و حرمت شكني بزرگ در عاشوراي سال 88 منجر شد و تودهني لازم را از ملت بصير ايران دريافت كرد. با اين اوصاف تاكيد آقاي هاشمي رفسنجاني بر اينكه همچنان در تيرماه 88 (يك ماه پس از انتخابات) متوقف مانده و حوادث روشنگر و عبرت آموز «7ماهه» و «18ماهه» پس از آن را نمي بيند، بسيار سؤال برانگيز به نظر مي رسد و از اين واقعيت حكايت مي كند كه جريان ترتيب دهنده فتنه به عنوان جريان در حال غرق شدن و نابودي، در تلاش است آقاي هاشمي را نيز با خود هم سرنوشت كند يا با قرباني كردن وي، موقتا فرصتي براي نجات از نابودي پيدا كند.

گفتنی است هفته گذشته نيز خبري در رسانه ها مبني بر ملاقات خاتمي با آقاي هاشمي رفسنجاني منتشر شد كه از سوي طرفين تكذيب نشد.اين در حالي است كه روز گذشته احمد حكيمي پور از ملاقات قريب الوقوع اعضاي جبهه اصلاحات با هاشمي خبر داده و در عين حال اظهارات خاتمي را كف خواسته اصلاح طلبان توصيف كرده است!


 

پس از آنکه غروب روز دوشنبه مسجل شد که سعد حریری اکثریت پارلمانی را از دست داده، هواداران او با اردوكشي خياباني و اعلام سه‌شنبه به‌عنوان "روز خشم" و آشوب های خیابانی، تلاش دارند مانع از تشکیل دولت از سوي جريان حامی مقاومت شوند.

 هواداران حريري در شهر بيروت شب گذشته خيابان الطريق الجديد تا ميدان كولا و خيابان المدينه الرياضيه را با آتش زدن لاستيك‌ها و زباله بستند و از منطقه بقاع ميانه نيز گزارش‌هايي از تحركات هواداران جريان المستقبل در چندين روستا و شهرك و بستن جاده بين‌المللي به شام رسيده است.

ارتش لبنان درپي اين اقدامات اعلام كرد كه يگان‌هاي نظامي تدابير امنيتي فوق العاده خود را در سراسر خاك لبنان افزايش داده و اين روند را از چند روز پيش همزمان با رايزني‌ها براي تشكيل دولت جديد لبنان و تقويت فضاي امنيت و ثبات آغاز كرده‌اند.

در اغتشاشات صورت گرفته در بیروت که شب گذشته در نزدیکی محل دفن رفیق حریری برگزار شد نکته جالب این بود که در حالی که سید حسن نصر الله در سخنرانی اخیر خود تلاش طرفداران حریری بر تکیه بر دخالت ایران براي تفرقه افکنی را افشا كرده بود، آن‌ها از پلاکاردهای سبز "رای من کجاست؟" و سر دادن شعارهایی علیه سپاه و تروریست نامیدن حزب الله لبنان، در آشوب‌هاي خود استفاده كردند.

اما پس از ناآرامي‌هاي دوشنبه شب بيروت، نجيب ميقاتي گزينه مد نظر جريان هشت مارس (مقاومت) توانست با كسب 68 رأي و اختلاف قابل توجه، سعد حريري را شكست دهد و به‌عنوان نخست‌وزير براي تشكيل كابينه جديد لبنان انتخاب شود.

در مقابل طرفداران حريري به‌دنبال دامنه‌دار كردن اغتشاشات براي امتياز گرفتن از جريان مقاومت به‌ويژه حزب‌الله هستند. اين افراد با دعوت به اعتصاب‌هاي عمومي از نجيب ميقاتي نخست‌وزير جديد كه در يك فرآيند كاملاً‌ قانوني انتخاب شده است، مي‌خواهند كه استعفا دهد.

آشوب‌هاي خياباني شب گذشته و امروز در بيروت دقيقاً بر مبناي سناريوي اغتشاشات پس از انتخابات 88 تهران طراحي شده است، به‌طوري كه بعد از انتخابات رياست جمهوري ايران و ناكامي مهره مطلوب غرب نيز بلافاصله فتنه‌گران به خيابان‌هاي تهران ريختند و تا چند ماه ناآرامي‌هاي تهران ادامه پيدا كرد.

اما در شرايطي كه فتنه‌گران در تهران تلاش داشتند با پروژه‌هاي نظير كشته‌سازي و القاي دروغ‌هايي مانند تقلب و شكنجه، مشروعيت نهادهاي قانوني كشور از جمله سپاه، وزارت اطلاعات و قوه قضائيه را مخدوش كنند، آخرين گزارش‌ها از بيروت حاكي است در مدل مشابه طراحي شده غرب براي لبنان، قرار است حزب‌الله به‌عنوان هدف اين‌گونه حملات قرار گيرد و در حالي كه حزب‌الله قصد ندارد فعلاً در اين درگيري‌ها وارد شود، جريان آشوبگر مدعي ورود حزب‌الله و مقابله خياباني خواهد شد.

جريان آشوبگر و شكست‌خورده در لبنان قصد دارد با وارد كردن حزب‌الله به اين درگيري‌ها، زمينه حمله رژيم صهيونيستي به بيروت را فراهم كند كه حزب‌الله با هوشياري از اين فريب آگاهي پيدا كرده است.



 
در حالی كه گفته می شود رضا رشید پور و فرزاد حسنی از مجریان ممنوع التصویر در تلویزیون هستند جمعه شب پشت صحنه فیلمی از این دو مجری ممنوع التصویر به نمایش در آمد كه در نقش اصلی خود در آن بازی می كنند .

هامون نیوز به نقل از کلمه در برنامه جمعه شب ،بخشهایی از پشت صحنه فیلم شش نفر زیر باران نمایش داده شدكه در آن گلزار ،رشید پور و فرزاد حسنی و تعدادی از بازیگران در آن در نقش اصلی خود بازی می كردند .

دراین فیلم گلزار كه نقش خودش را بازی می كند گروگان گرفته می شود و خود گلزار نیز درباره این فیلم می گوید : فكر كنم فیلم خوبی بشود .

در حالی كه تلویزیون نسبت به حضور این دو مجری جنجالی دربرنامه های خود بااحتیاط عمل می كند مشخص نیست چگونه راضی شده اند بخشهایی از بازی آنها پخش شود
 

ما ایرانی‌ها، آدم‌های خیلی عجولی


ارسال توسط arman

هشدار اصلاح طلبان به خاتمی:هاشمی ظرفیت جنبش سبز را برای خود می خواهد

برخی از چهره های برجسته اصلاحات نسبت به نزدیکی سید محمد خاتمی به آیت الله هاشمی رفسنجانی هشدار داده اند.

پس از اینکه سید محمد خاتمی درجلساتی برضرورت بهره گیری از ظرفیت هاشمی برای پیشبرد اهداف اصلاح طلبان تاکید کرده و حتی اخیرا نیز با وی دیداری را داشته،برخی چهره های برجسته اصلاحات نسبت به اتخاذ یک استراتژی به خاتمی هشدار داده اند.


در همین رابطه گفته می شود اصلاح طلبان به خاتمی گفته اند که نگاه هاشمی به وی تنها ابزاری بوده و به هیچ عنوان نمی توان به وی اعتماد کرد.


این افراد همچنین تصریح کرده اند،هاشمی با نزدیک کردن خود به خاتمی در تلاش برای مدیریت رفتاری وی بوده و معتقد است وی تنها کسی است که توان ظرفیت جذب جنبش سبز را به سوی خود دارد اما نکته اساسی این جاست که هاشمی تلاش دارد این ظرفیت را


ارسال توسط arman

توهم عدم توطئه زیباکلام
 
زیباکلام که به صراحت خود را از ارداتمندان رضاخان می داند، درحالی جنگ نرم و توهم توطئه و فرضیه‌های دایی‌جان ناپلئونی را در یک زنجیره‌ی معنایی مطرح می‌کند و گرفتار «سندروم توهم عدم توطئه» می‌شود که کنگره‌ی آمریکا تصویب بودجه‌های میلیون دلاری را علیه جمهوری اسلامی، آشکارا انجام می‌دهد.
به گزارش کلمه ، صادق زیبا کلام در ادامه اظهار نظرهای خارج از عرف و چارچوب های علمی مرسوم خود، «جنگ نرم» را مادر همه تئوری‌های توطئه و فرضیه‌های دایی جان ناپلئونی مطرح در ایران دانست!
زیبا کلام در یادداشتی که در ماهنامه‌ی «مهرنامه» منتشر شده، فرضیه ها و تشکیک‌های مطرح شده توسط نخبگان سیاسی داخلی در رابطه با "ویکی‌لیکس" را، همانند تحلیل حادثه‌ی 11 سپتامبر فرو رفته در هاله‌ی توهم دانست.
زیبا کلام می‌گوید: «حجم انبوه اسناد، مدارک، شواهد و قرائن موجود علیه اسامه‌بن‌لادن، القاعده، طالبان، صدها عضو القاعده که در بازداشت به سر می‌برند به هیچ روی تغییری در نگاه ایرانیان به وجود نیاورده است. آنان همچنان القاعده و طالبان را ساخته و پرداخته آمریکا می‌دانند».
این ادعاها در شرایطی مطرح می‌شود که نه ارتباط تجاری میان خانواده‌ی بن‌لادن و رئیس‌جمهور وقت آمریکا بر کسی پوشیده است و نه به سؤالات بی‌شماری که حتی در ذهن شهروندان ایالات متحده در رابطه با چگونگی این حادثه مطرح است پاسخی قانع‌کننده داده شده است.
زیباکلام که به صراحت خود را از ارداتمندان رضاشاه پهلوی می داند، درحالی جنگ نرم و توهم توطئه و فرضیه‌های دایی‌جان ناپلئونی را در یک زنجیره‌ی معنایی مطرح می‌کند و گرفتار «سندروم توهم عدم توطئه» می‌شود که کنگره‌ی آمریکا تصویب بودجه‌های میلیون دلاری را علیه جمهوری اسلامی، آشکارا انجام می‌دهد.

 

آموزش کار با توییتر و فیس بوک به نمایندگان پارلمان رژیم صهیونیستی

نمایندگان پارلمان رژیم صهیونیستی به منظور دسترسی به افکار عمومی و ارتباط با رای دهندگان خود؛ مهارت کار با توییتر، فیس بوک، یوتیوب و دیگر شبکه‌های اجتماعی را آموزش دیدند. به گزارش کلمه ، روزنامه جروزالم پست طی گزارشی اعلام کرد که نمایندگان پارلمان اسراییل برای درک بهتر ماموریتشان و همچنین کار با افکار عمومی و ارتباط با رای دهندگان خود؛ مهارت کار با توییتر، فیس بوک، یوتیوب و دیگر ابزارهای شبکه‌ای اجتماعی را آموزش دیدند.

این روزنامه نوشت: آنها ممکن است قادر باشند مجلس را برای ساعت‌ها با اطاله کلام به تاخیر بیندازند، اما آیا می‌توانند با استفاده از توییتر، یک پیام را با 140 حرف (کاراکتر) ارسال کنند؟
در روز سه شنبه، اعضای کنست در کارگاهی ویژه که در زمینه آشنایی و آگاهی بیشتر آنها با توییتر، فیس بوک، یوتیوب و دیگر ابزارهای شبکه‌ای اجتماعی بود، شرکت کردند. شبکه‌هایی که مورد استقبال جمعیت جوان است و می‌توانند یک حلقه مهم در یک دموکراسی پارلمانی باشند.
میزبان کارگاه "اشلومیت هابارون"، مدیر وبسایت دولتی طراحی شده برای ایجاد دسترسی بیشتر دولت به افکار عمومی بود. کارگاه سعی کرد یک تصویر متفاوت از شبکه‌های جهانی ارائه کند و بیشتر بر روی فیس بوک تاکید داشت که در حال حاضر نزدیک به 3 میلیون اسرائیلی و حداقل 50 نفر از 120 عضو کنست از آن استفاده می‌کنند.
قانونگذاران علاقه ویژه‌ای به استفاده از فیس بوک برای حفظ تماس خود با رای دهندگان نشان دادند و سوالاتی درباره فرق میان شبکه‌های اجتماعی مختلف بین توییتر و فیس بوک، همچنین حصارها، موقعیت‌ها و اطلاعات صفحه‌ها درخواست کردند.
ریوون ریولین سخنگوی کنست گفت: ما گام دیگری برای حمایت از روابط غیررسمی میان اعضای کنست و عموم مردم برداشتیم.
ریولین گفت: ماهیت خدمات عمومی کنست در نگاه ما نسبت به قبل تغییر کرده است. من امیدوارم که فیس بوک اعضای کنست را به درک بهتر از ماموریتشان رهنمون سازد
وقتی کسانی که شما را انتخاب کردند نمی‌بینید، ممکن است آنها را فراموش کنید. اما وقتی با آنها از طریق فیس بوک ارتباط مستقیم و قوی دارید، آنها را فراموش نمی کنید.
حقوقدانان در یک نامه به ریولین نوشتند؛ سایت‌های شبکه اجتماعی ابزار بسیار مهمی در حفظ و نگهداری رابطه با رای دهندگان دارند. امروز رای دهندگان انتظار دارند به طور منظم درباره رهبرانشان که به آنها رای داده‌اند هر یک یا دو روز آپ دیت باشند.
دان لاندو مدیر عمومی کنست، کارگاه را با بحث روابط میان رای دهندگان و مقامات از طریق اینترنت در دیگر کشورها آغاز کرد، موضوعی که بر روی آن ماه‌ها به عنوان بخشی از تلاش کنست برای ارتقای روابط با عموم مردم از طریق کامپیوتر، تلاش شده است.
او گفت: حتی در انگلیس نیز یک علاقه وافر در پیگیری فعالیت‌های پارلمانی از طریق فیس بوک وجود دارد.



 

آیا هاشمی رفسنجانی از ریاست مجلس خبرگان رهبری برکنار می شود؟

طی چند روز گذشته تلاش چهره های تاثیر گذار اصولگرا برای برکناری اکبر هاشمی رفسجانی از ریاست مجلس خبرگان رهبری شدت گرفته است به طوریکه حتی از گزینه مورد نظر خود یعنی حضرت آیت الله مهدوی کنی نیز حمایت کرده اند.

اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجلس خبرگان و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام به مناسبت سالروز واقعه‌ی ۱۹ دی‌ماه سال ۱۳۵۶ بیانیه‌ای منتشر کرد که دستمایه‌ی موجی از شدیدترین‌ انتقادات  به او در یک سال و نیم گذشته شده است. واقعه‌ی ۱۹ دی‌ماه که از آن به عنوان "قیام خونین مردم قم" یاد می‌شود در اعتراض به انتشار مقاله‌ای در روزنامه‌ی اطلاعات اتفاق افتاد که معترضان محتوای آن را توهین به امام (ره) تعبیر می‌کنند.

 

"توهین و تهمت به علما"

رفسنجانی در بخشی از بیانیه‌ی خود ادعا می کند که امروز نیز کسانی که او "بقایای فکری دین‌زدایی و روحانیت‌ستیزی" می‌خواند «پس از توهین و تهمت به سران روحانی عرصه سیاست در ۳۰ سال گذشته، به فضلا، علما و مراجع قم رسیده‌اند.»

کیهان: بیانیه نوشته رفسنجانی نیست!

روزنامه‌ی کیهان  در شماره‌ی  (پنجشنبه ۳۰ دی‌ماه) از قول عبدالنبی نمازی نماینده ویژه رهبر معظم انقلاب  در کاشان نوشت «رویکرد کنونی آقای هاشمی به جایگاه او آسیب وارد کرده است.» نمازی ضمن انتقاد به عدم موضع‌گیری صریح رفسنجانی در مقابل حوادث پس از انتخابات سال ۸۸ که طرفداران حکومت "فتنه" می‌خوانند، او را به اتخاذ مواضع مبهم متهم می‌کند.

شریعتمداری ۲۱ دی‌ماه با انتشار یادداشتی از رفسنجانی می‌پرسد چرا در ۳۳ سال گذشته بیانیه‌ای به مناسبت ۱۹ دی منتشر نکرده است. شریعتمداری در یادداشت خود متن بیانیه را از نظر محتوایی مخدوش و از نظر استدلال ابتدایی خوانده و نتیجه می‌گیرد "رفسنجانی نمی‌تواند نویسنده بیانیه یاد شده باشد." مدیر مسئول کیهان احتمال می‌دهد «كسانی كه در جریان فتنه ۸۸ پشت شخصیت و جایگاه آقای رفسنجانی سنگر گرفته بودند، هنوز ایشان را رها نكرده‌اند و بیانیه یاد شده را برای خروج هرچند، موقت رسانه‌های فتنه از خمودگی و درهم ریختگی ناشی از شكست تدارك دیده‌اند.»

نامه‌ی انتقادی اصولگرایان به رفسنجانی

واکنش به بیانیه‌ی رفسنجانی در روزهای نخست، مانند یادداشت کیهان، لحنی نسبتا ملایم‌تر داشت. در روزهای گذشته بر شدت و وسعت این انتقادها افزوده شده است.

حسین ابراهیمی رئیس هیات داوری اصولگرایان مجلس ۲۹ دی‌ماه از نگارش نامه‌ای توسط اعضای این هیات خطاب به رفسنجانی خبر داد. به گزارش خبرگزاری فارس ابرهیمی گفت «در این نامه خطاب به آقای هاشمی رفسنجانی خواهیم نوشت كه در دوران موسوم به اصلاحات، اصلاح‌طلبان به صراحت به روحانیت اهانت می‌كردند اما شما موضع‌گیری نمی‌كردید.»

در آستانه‌ی نشست مجلس خبرگان

روز چهارشنبه نیر کاظم صدیقی که از تابستان ۸۸ به حکم رهبرمعظم انقلاب  امام جمعه موقت تهران شد بیانیه‌ی ۱۹ دی را نشانه‌ی "مهجور بودن" رئیس مجلس خبرگان با واقعیت‌های جامعه عنوان کرد. اندکی پیش از آن نیز محمدعلی رامین، یکی از نزدیکان و مشاوران احمدی‌نژاد رفسنجانی را به شدت مورد انتقاد قرار داد و او را به مشارکت در "جنجال‌آفرینی برای القای تقلب در انتخابات سال ۸۸" متهم کرد.

در همین حال برخی از ناظران اوج گرفتن و تندتر شدن انتقادات  به رفسنجانی را بی‌ارتباط با اجلاس مجلس خبرگان و زمینه چینی احتمالی برای کنار گذاشتن او از ریاست این نهاد نمی‌دانند. نشست آینده‌ی خبرگان در روزهای ۱۷ و ۱۸ اسفندماه سال جاری برگزار می‌شود و انتخاب هیات رئیسه‌ی جدید یکی از برنامه‌های این نشست خواهد بود.

نارضایتی از سکوت رفسنجانی

به نوشته‌ی روزنامه‌ی کیهان عبدالنبی نمازی گفته است «انتظار اکثریت اعضای مجلس خبرگان رهبری، ملت، بسیجیان و روحانیت متعهد که در درون نظام و پیرو ولایت هستند، این است که آقای هاشمی رفسنجانی به سکوت خود پایان دهد.» نمازی در ادامه با اشاره به سکوت طولانی رفسنجانی که به زعم او به جایگاهش آسیب رسانده، تاکید می‌کند «این موضع گیری در حال حاضر و در شرایط کنونی موضعی دیرهنگام است.»

از سوی دیگر حمید رسایی، عضو  فراکسیون اصولگرایان می گوید: رفسنجانی در بیانیه‌ی اخیر خود "به مجموعه‌هایی كه به دنبال خط‌گیری از او هستند پیام‌هایی داده است." به گزارش خبرگزاری فارس رسایی اول بهمن ماه اظهار داشت «هدف عمده دیگر هاشمی از این بیانیه كه بسیار مهم است ارتباط این بیانیه با انتخابات هیئت رئیسه مجلس خبرگان رهبری در اسفند ‌ماه سال جاری است.»

ردپای رفسنجانی در تمام "فتنه‌ها"

خبرگزاری فارس از قول رسایی نوشت «در سال‌های اخیر هر زمان كه جلسات مجمع عمومی خبرگان برقرار بوده، هاشمی به‌نوعی موضع‌گیری كرده‌ تا انتقادات نسبت به خود و اقدامات فرزندانش را توجیه كند، حتی با این كار درصدد به دست آوردن قلوب علمایی بوده كه در خبرگان منتقد وی محسوب می‌شدند.»

در نظر تحلیلگران آنچه در روزهای گذشته و در واکنش به بیانیه‌ی رفسنجانی بسیار جلب توجه می‌کند افزایش  انتقادها از سوی چهره های موثر اصولگرایی به هاشمی رفسنجانی است.

محمدعلی رامین در تازه‌ترین سخنرانی خود گفت «آخرین بروز و ظهور فتنه‌های از اول انقلاب تاکنون فتنه سال ۸۸ بود.» رامین در تحلیل خود  با اشاره‌های صریح تاکید می‌کند رد پای برخی خواص در تمام حوادثی که فتنه خوانده می‌شود می‌توان یافت.

با این اوصاف باید منتظر ماند و دید که آیا اکبر هاشمی رفسنجانی با ریاست مجلس خبرگان رهبری وداع می کند و جای خود را به حضرت آیت الله مهدوی کنی می دهد؟



 

فراماسونری در ایستگاه اتوبوس

تعدادي نماد فراماسونري در ايستگاه‌هاي تازه تاسيس اتوبوس شهر تهران نصب شده است.

به گزارش کلمه ، شهرداري تهران مدتي است تصميم به تعويض تعدادي از ايستگاه‌هاي اتوبوس گرفته است. در مسير خط 4 و 7 بي.آر.تي تعدادي نماد فراماسونري در اين ايستگاه‌هاي تازه تاسيس نصب شده است.



چندي پيش نيز همين نماد در برخي از تابلوهاي متروي چهارراه‌ولي‌عصر نصب شده بود كه محسن هاشمي مدير عامل شركت متروي تهران و حومه در اين‌باره گفته بود: نمادهاي فراماسونري را از ايستگاه‌هاي مترو جمع‌آوري مي‌كنيم؛ البته اين نمادها جمع‌آوري شد.



به گزارش کلمه ، يك جريان مشكوك فرهنگي در سال‌هاي اخير در تكاپوي گسترش پديده شيطان پرستي برآمده است اما جريان ديگري كه وابستگي آن به غرب مشهود است، به نام "فراماسونري " وجود دارد؛ فراماسونري يا "فراموشخانه " كه داراي كانون‌هاي گسترده‌اي در جهان است اما داراي يك سيستم مديريت فراگير جهاني نيست ولي بر اركان دولت‌هاي جهان و اكثر وجوه زندگي سياسي، اقتصادي و فرهنگي جوامع، سلطه يافته است و بسيار هم آزادانه عمل مي‌كند.



اين كانون‌ها ريشه‌اي كهن در اروپاي غربي دارد؛ به افرادي كه عضو آن باشند "ماسون " و ساختماني كه مركز فعاليت آنهاست "لژ " مي‌گويند. كلمه ماسون به معناي بنّا و فراماسون به معناي بنّاي آزاد است.



نحوه ايجاد فراماسونري مشخص نيست و در مورد آن اختلاف نظرهايي وجود دارد ولي قديمي‌ترين اسناد موجود مرتبط با آنها به سال 1390 ميلادي برمي‌گردد و مداركي موجود است كه نشان مي‌دهد در اواخر قرن شانزده ميلادي لژهاي فراماسونري در اسكاتلند وجود داشته‌است.



فراماسونري معمولا به عنوان يك سازمان مخفي شناخته مي‌شود ولي فراماسون‌ها معمولا اين تعريف را به چالش مي‌كشند و سازمان خود را بيشتر يك سازمان خصوصي مي‌نامند كه تنها بعضي جنبه‌هاي آن مخفي است.



در كنار دانستن كلياتي از اين مكتب، دانستن برخي از اهداف اين مكتب نيز مهم به شمار مي‌آيد؛ نابودي تمام مظاهر توحيد و يكتاپرستي در جهان، به دست گرفتن حكومت و قدرت در تمام كشورها‌ي جهان از طريق شبكه گسترده ماسوني در تمام ممالك دنيا و تخريب مسجد الاقصي و كشف معبد سليمان و بازسازي آن در ابتداي قرن 21 از جمله اهدافي است كه فراماسونري‌ها براي خود تعريف كرده‌اند.



*فراماسونري در ايران


---------------------------



نخستين فراماسونري در ايران به دوران ناصر الدين شاه قاجار برميگردد ولي در دوره محمدرضا پهلوي به دليل گسترش روابط سياسي ايران با غرب به ويژه انگلستان لژهاي فراماسونري فراواني در ايران تأسيس شد و نفوذ فراماسون‌ها در سياست ايران به شدت گسترش پيدا كرد، هرچند هيچ يك از افراد سرشناس خانواده پهلوي دست كم به طور رسمي عضو هيچ لژ فراماسونري نبودند ولي بسياري از رجال سياسي، نخست وزيران، وزيران، نمايندگان مجلسين و فعالان سياسي از فراماسون‌هاي سرشناس بودند.



فراموشخانه در ايران توسط گروه‌هاي چپ گرا، مذهبي بنياد گرا و ملي گرايان ليبرال به عنوان مأمور مخفي انگليس و صهيونيسم و در نتيجه عامل تمام بدبختي‌هاي ايران معرفي مي‌شدند و اين باعث تعطيل شدن و تحت تعقيب گرفتن اعضاي اين انجمن‌ها در بعد از انقلاب شد.



*نمادهاي فراماسونري‌ها


--------------------------------



"ستاره ي شش گوش " علامت و نماد بحث برانگيز فراماسون‌ها است؛ اين علامت در افكار عمومي به عنوان نماد "يهودي ها " شناخته شده است و به آن " ستاره ي داوود " يا " مهر سليمان " هم مي‌گويند ولي در حقيقت اين نماد هم جزء نمادهاي الحادي بوده كه بر اساس تفكرات الحادي مصر باستان ساخته شده است و نماد تعادل طبيعت بين زن و مرد، طبع سرد و گرم، الهه‌هاي ماه و خورشيد و غيره است البته علامت مذكور در مكتب هاي الحادي ديگر، مانند هندوييسم و ديگر مكتب هاي شرقي نيز با مفاهيم مشابهي به كار مي‌رود.



نكته عجيبي كه وجود دارد اين است كه شيطان پرستان نيز علامت مذكور را قويترين علامت خود مي‌دانند و از آن در مراسم شيطاني خود استفاده مي‌كنند.



يكي از نمادهايي كه در فراماسونري كاربرد فراوان دارد، علامت و نماد "چشم جهان بين " است كه به صورت يك هرم و چشم در رأس آن است؛ اين نماد مربوط به يكي از خدايان مصر باستان بوده است و روي دلار آمريكا هم وجود دارد.



شكل استفاده در معماري كاربرد زيادي دارد و به شكل هرم با رأس جدا و يا هرم با رأس نوراني نشان داده مي‌شود.


 

امام جمعه اهل سنت سنندج:امر رهبر واجب است

ماموستا مجتهدی با بیان این که امروز با حضور نماینده ولی فقیه در استان کردستان، با مقام معظم رهبری تجدید بیعتی دوباره می‌بندیم، گفت: بر دستان مقام معظم رهبری بوسه می‌زنیم.  

ماموستا مجتهدی، عصر امروز در مراسم تودیع و معرفه نماینده ولی فقیه در استان کردستان با اشاره به آیه اولی الامر گفت: امر رهبر واجب است و هر کس را مقام معظم رهبری به عنوان نماینده خود منصوب کند او نیز واجب العطاعه است.

وی افزود: اگر کسی از خدا و پیامبر او اطاعت کند اما از امام و رهبر اطاعت نکند، مسلمان نیست.

وی، نصب امام را جزو واجبات برشمرد و گفت: شیعه و سنی معتقد است، امام واجب الاطاعه است و اگر کسی علیه امام زمانش اقدام کنند، واجب است با او قتال کنند؛ چرا که این امر خدا و پیامبر است.

وی خطاب به نماینده جدید ولی فقیه در کردستان گفت: همانطور که مردم کرد با رهبری بیعت کرده‌اند با نماینده ایشان نیز بیعت خواهند کرد و من قول می‌دهم شما را حمایت می‌کنیم.

ماموستا مجتهدی با اشاره به خدمات ارزنده حجت‌الاسلام‌والمسلمین موسوی، نماینده سابق ولی فقیه در کردستان گفت: بارها مشکلات مردم و روحانیون از سوی ایشان حل می‌‌شد و همواره در برابر مردم صبر و شکیبایی داشتند.

وی افزود: ما با مقام معظم رهبری تجدید بیعتی دوباره می‌بندیم و دستانش را می‌بوسیم.


 

مرکز جاسوسی عظیم اسرائیل بر ملا شد
مرکز جاسوسی عظیم در اسرائیل که به آن عنوان گوش های بزرگ اسرائیل داده اند،  تاسیسات بزرگی است که ادعا می شود در آنجا ارتباطات تلفنی و ایمیلی در سراسر خاورمیانه و نقاط دیگر جهان، رصد اطلاعاتی می شود

 

کلمه: این مرکز، برای دهه ها پنهان از نگاه های کنجکاو،  در یک منطقه کویری مورد توجه خبرنگاران محقق قرار گرفته بود اما کسی نمی دانست که کار این مرکز چیست.

بسیاری از اسرائیلی ها حتما از کنار آن رد شده اند ولی توجهی به آن نکرده اند. چند دیش بزرگ ماهواره در خارج از شهری گمنام در صحرای نگو قابل مشاهده است، که چیزی را نشان نمی دهد و نام ونشانی ندارد.

اما این  مرکزیک پایگاه معمولی نظامی نیست وباید به کاری مشغول باشد که دیگران از آن اطلاع ندارند.

نیکی هگر، خبرنگار و نویسنده اهل زولاند نو می گوید: " این مرکز بزرگترین مرکز جاسوسی  است  و همتراز  بزرگترین مرکزی است که تاکنون در روی زمین دیده ام

هگر حد اقل 25 سال است که در مورد اطلاعات سیگنالی یا همان جاسوسی الکترونیکی مطالعه می کند و یک اشاره پنهانی وی باعث دسترسی هگر به کسانی در درون  این مرکز اسرائیلی شد

هگر می گوید: هیچکس درمورد عملکرد این مرکز صحبت نکرده بود یا نفهمیده بود که چنین تشکیلاتی با این اندازه در اسرائیل وجود دارد و روی هیچ نقشه ای نمایش داده نشده بود، یا دیده نشده بود

اما اکنون در تمامی تصاویر ماهواره ای دیده می شود. این مرکز30 آنتن شنود  دارد که بالاتر از خط استوا قرار گرفته اند و هرکدام از آنها  ماهواره ای را در آسمان هدف گرفته اند.

خبرنگار محقق مقیم انگلستان، دانکن کمپبل نیز می گوید: این آنتن ها هرچیزی که در ماهواره ها  رد و بدل می شود را دریافت می کنند. این سیستم چیزی را از قلم نمی اندازد و هر نوع ارتباطی را شنود می کنند که شامل میلیون ها شنود می شود..

به گزارش بولتن نیوز، وی افزود: شما ساختمان های بدون پنجره ای شبیه به انبارهای صنایع، اما با امنیت بسیار بالا را می توانید ببینید. من در سراسر آمریکا مکان های مشابه  بسیاری دیده ام و صدها نفر هر روز صبح در این مراکز حاضر می شوند، از جلوی چشم شما عبور می کنند، ایمیل ها را کنترل می کنند، به مکالمات تلفنی گوش می دهند و....

اما در داخل اسرائیل کسی در مورد این مرکز چیزی نمی گوید و رفت وآمد ها و کار این مرکز و کارکنان آن مشخص نیست. دلیلش این است که آن چه در این مرکز شنود می شود در جای دیگری ارزیابی و شنیده می شود. یعنی در جایی در شمال تل آویو.

از این مرکز همه مکالمات تلفنی، همه ایمیل ها را می توان رصد کرد. به گفته دانکن کمپبل، در جایی در خط  ساحلی شمال تل آویو عده زیادی از اشخاص، مشغول گوش دادن  ودیدن این تلفن ها و ایمیل ها هستند

رونن برگمن خبرنگار و نویسنده اسرائیلی نیز می گوید: من درمورد اوریم نشنیده ام و نمی دانم  لغت  این پایگاه به چه اشاره دارد

میر الران از انستیتوی مطالعات  امنیت ملی نیز در این زمینه اظهار داشت: نمی دانم دلیل اصلی توجه به این مرکز در خاک اسرائیل چیست. آنجا یک سکو است. وقتی مسئله اطلاعاتی می شود، هر چه باید شنود شود به یک سکو احتیاج  دارد واین سکو همین کارکرد را دارد.

اما چرا خود سکوی شنود برملا شد؟ آنجا تا همین اواخر که هگر آشکارش کرد، بخوبی استتار شده بود

هگر گفت: " اولین نکته که باعث تعجب من شد، اندازه آن بود، مرکز جاسوسی با این عظمت می تواند در سیاست خاورمیانه و فراتر از آن بسیار موثر باشد. اما نکته تعجب آور دوم این بود که این تاسیسات همزمان با برخی تاسیسات که در بریتانیا، آلمان، روسیه و آمریکا فعال بوده اندودیده می شدند، وجود داشته است اما کسی از آن خبر نداشته است.

میر الران به این نکته اشاره کرد که  آنها که باید بدانند، دقیقا می دانند که این مرکز کجاست و کارکرد آن چیست اما تعداد افرادی که می دانند آن جا کجاست بسیار اندک هستند.
آدرس اینترنتی فیلم مربوط به مرکز جاسوسی به نشانه زیر است:

http://rt.com/news/spy-hub-uncovered-israel


 

روایت سحابی از گفت‌وگوی نواب و بازرگان/ فدائیان پیشنهاد ترور زاهدی را دا


ارسال توسط arman

روحاني:اقدام كروبي براي تحريف تاريخ خيانت و جرياني منافقانه است
 

رئيس بنياد تاريخ‌پژوهي و دانشنامه انقلاب اسلامي با اشاره به مقايسه‌اي كه كروبي از رفتار‌هاي خود با امام(ره) در اطلاعيه اخير منتشر كرده است، گفت: اين اقدام كروبي تحريف تاريخ، خيانت و جرياني منافقانه است.

به گزارش کلمه ، حجت‌الاسلام حميد روحاني صبح امروز در جمع اصحاب رسانه در بنياد تاريخ‌پوهي و دانشنامه انقلاب اسلامي ضمن عرض تبريك به مناسبت سالروز ميلاد امام موسي كاظم عليه‌السلام، اظهارداشت: ما در شرايطي قرار گرفته‌ايم كه علاوه بر تحريف تاريخ توطئه امام‌زدايي با شيوه‌اي نوين در حال پيگيري است.

وي با بيان اينكه توطئه اما‌م‌زدايي از سال‌هاي قبل از پيروزي انقلاب آغاز شده است، گفت: دشمن در اين روند تاريخي با توجه به تجربيات خود متوجه شد كه با اتهام‌زني و اهانت به انديشه‌ها و عملكرد امام (ره) نمي توان او را از قلب‌هاي مسلمانان بيرون راند؛ لذا بايد انديشه‌هاي ناب امام(ره) را زير سوال ببرند.

حجت‌الاسلام روحاني با اشاره به دوران اصلاحات كه شعارهايي از جمله اينكه «دوران امام پايان يافته است» و انديشه‌هاي امام(ره) را بايد به موزه تاريخ سپرد، تاكيد كرد: روند گسترش و اقبال افكار عمومي مردم به انديشه‌هاي پاك امام خميني(ره) برخلاف تبليغات آن جريان خاص دشمن را به اين نتيجه رساند كه بايد روش‌هاي خود را عوض كند.

وي با بيان اينكه امروز دشمن با 3 شيوه انديشه‌هاي امام(ره) را به چالش مي‌كشد، گفت: شيوه نخست توسط سران و عوامل فتنه است و سعي مي‌كنند به نحوي با تحريف تاريخ دروغ‌پردازي، اتهام، خيانت و رذالت خود را به نوعي به امام (ره) منتسب سازند و چنين وانمود كنند كه معظم‌له نيز اينگونه بود.

رئيس بنياد تاريخ‌پژوهي و دانشنامه انقلاب اسلامي جريان دوم را افرادي دانست كه سعي مي‌كنند با انديشه‌هاي ليبراليستي با انديشه بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران معارضه كنند؛ اين افراد با مطرح كردن جمهوري ايراني و مكتب ايراني اهداف خود را دنبال مي‌كنند.

وي ادامه داد: جريان سوم نيز سعي مي‌كند از جريان‌ها و افراد معلوم‌الحالي چون منتظري و شريعتمداري كه امام خميني (ره) به آنها تودهني زده است حمايت و اينگونه القاء كنند كه امام امت به آنها ظلم كرد؛ لذا اين 3 جريان به صورتي هوشيارانه برنامه خود را دنبال مي‌كنند.

حجت‌الاسلام روحاني در خصوص جريان اول گفت: مهدي كروبي به عنوان يكي از سران فتنه در آخرين اطلاعيه خود در خصوص مصاحبه امام(ره) و نشريه لوموند فرانسه ايشان را زير سوال مي‌برد و اين تحريف آشكار تاريخ است.

وي اظهارداشت: بر همين اساس لازم است در خصوص نهضت امام(ره) بر حسب تكليف و وظيفه مطالبي را بيان كنند؛ نهضت امام(ره) كه در سال 1341 آغاز شد در همان روز گروه‌هاي سياسي كمونيست جبهه ملي نه تنها از امام(ره) حمايت نكردند بلكه سعي داشتند ديگران را هم از پشتيباني ايشان بازدارند.

رئيس بنياد تاريخ‌پژوهي و دانشنامه انقلاب اسلامي يادآور شد: الهيار صالح رهبر جبهه ملي صريحا به دانشجويان وابسته اين جبهه اعلام كرد به دنبال امام (ره) نرفته و همكاري نكنند.

وي همچنين با اشاره به يوم‌الله 15 خرداد 42 يادآور شد كه داريوش فروهر از اعضاء جبهه ملي براي من نقل كرد در عصر خرداد 42 سران جبهه ملي كه در منزل يكي از اعضا جمع شده بودند از طريق راديو حوادث را دنبال مي‌كردند و در واكنش به اظهارات تيمسار پاك‌روان رئيس سازمان امنيت كه در مصاحبه خود با خبرنگاران اعلام كرد كه جبهه ملي در آن قيام خونين نقش نداشت به محض شنيدن پاسخ اين سران جبهه ملي از خوشحالي همديگر را بوسيدند و در آغوش كشيدند و گفتند خدا را شكر كه پاك‌روان ما را در واقعه 15 خرداد دخالت نداد و آبروي ما نرفت.

حجت‌الاسلام روحاني ادامه داد: قيام 15 خرداد از نظر اين گروه‌هاي سياسي تا به حدي زير سوال بود كه به اين نحو از امام (ره) به همراهي او دوري مي‌گزيدند لذا جريان جبهه ملي با آن رويكرد خود در ميان مردم منفور شد و مصدق مجبور شد اعضاء آن را بركنار كرده و جبهه ملي سوم را تشكيل دهد.

وي خاطرنشان كرد: از آن به بعد گروه‌هاي سياسي دريافتند كه اگر مي‌خواهند در ميان مردم ايران جايگاه و پايگاهي داشته باشند بايد به ظاهر هم كه شده دم از امام خميني بزنند.

رئيس بنياد تاريخ‌پژوهي و دانشنامه انقلاب اسلامي ادامه داد: يكي از مشكلات اساسي ما در نجف اين بود كه اين گروه‌ها از جمله جبهه ملي، نهضت آزادي و كمونيست‌ها به نجف مي‌آمدند و التماس مي‌كردند كه سخنراني‌ها و اعلاميه‌هاي امام را فقط براي آنها بفرستند تا از طريق آنها به ديگر گروه‌ها و مردم برسد چرا كه دريافته بودند اگر به امام(ره) نزديك شوند در جامعه اعتبار كسب مي‌كنند لذا رياكارانه خود را به امام(ره) نزديك مي‌كردند.

وي گفت: موضع امام(ره) در قبال اين گروه‌ها كه در صحيفه امام جلد سوم صفحه 203 به چاپ رسيده است اينگونه است «من صريحا اعلام مي‌كنم كه از اين دسته‌جات خائن چه كمونيست‌ها، چه ماركسيست‌ها و چه منحرفين از مظهر تشيع و از مكتب مقدس اهل بيت عليه‌السلام به هر اسم و رسمي باشد متنفر و بيزارم و آنها را خائن به مملكت، اسلام و مذهب مي‌دانم.

حجت‌الاسلام روحاني افزود: نكته جالب اين است كه وقتي سران فتنه از پشتيباني گروهك‌هايي حتي مانند تجزيه‌طلب‌ها، همجنس‌باز‌ها، سلطنت‌طلب‌ها و بهايي‌ها برخوردار مي‌شود نه تنها اعلام برائت نمي‌كنند بلكه به آن افتخار نيز مي‌كنند.

وي در همين زمينه به نامه عمل توكلي كه خطاب به كروبي نوشته شده بود اشاره كرد و گفت: در آن نامه آقاي توكلي نوشت بايد از حمايت اين گروه‌ها به زير زمين برويم چراكه منافقين از شما حمايت مي‌كنند اما كروبي در پاسخ به اين نامه حتي از به كار بردن اسم آنها خودداري كرد و حاضر نشد اسم آنها را به زبان آورده و از آنها اعلام تنفر كند.

رئيس بنياد تاريخ‌پژوهي و دانشنامه انقلاب اسلامي با انتقاد شديد از اطلاعيه اخير كروبي اضافه‌كرد: كروبي اقدام خود را با امام خميني مقايسه مي‌كند در حالي‌كه اين قياس كاملا باطل است؛ گروهك‌هاي منحرف در آن روز از روي ناچاري و رياكارانه و بر اثر فشار مجبور به حمايت از امام (ره) بودند تا جايگاه و آبروي خود را در ميان مردم از دست ندهند در حالي‌كه حتي گروه‌هايي مثل همجنس‌باز و بهايي‌ها از كروبي حمايت كردند كه فاجعه و تحريف آشكار تاريخ است.

وي در ادامه تحريف آشكار تاريخ توسط كروبي را اينگونه توضيح داد: كروبي حمايت رسانه‌ دولت‌ها و جنايتكاران بين‌المللي خارجي از خود را با امام (ره) مقايسه مي‌كنند و اين در حالي است كه از سال 1341 تا سال 1356 هيچ كدام از رسانه‌ها و مقامات خارجي نه تنها به سراغ امام (ره) نيامدند و او را تائيد نكردند بلكه بايكوت هم كرده بودند.

حجت‌الاسلام روحاني با طرح اين سوال كه چرا در سال 56 براي نخستين بار نشريه لوموند فرانسه به سراغ امام(ره) آمد، پاسخ داد: اين در حالي بود كه انقلاب اسلامي ايران به اوج خود رسيده بود و همه دنيا فهميده بودند كه رهبر اين حركت عظيم شخص امام خميني (ره) است؛ بنابراين آنها مجبور شدند براي پيگيري آراء و نظريات امام(ره) با او مصاحبه كنند.

وي با تاكيد بر اينكه آن فقط يك مصاحبه بود و نه حمايت، تصريح كرد: اقدام كروبي تحريف، خيانت و جرياني منافقانه است كه ستايش كاخ سفيد اسرائيل را از خود با مصاحبه امام (ره) مقايسه مي‌كند.

رئيس بنياد تاريخ‌پژوهي و دانشنامه انقلاب اسلامي ادامه داد: چه كسي مي‌تواند يك بار حمايت رسانه‌ها و مقامات ظالم غربي و استكباري را از امام (ره) بيابد؛ لذا مصاحبه كردن با حمايت غربي‌ها بسيار تفاوت دارد بنابراين تصميم گرفته‌ام تمام تعاريف و ستايش‌هاي رسانه‌ها و مقامات ظالم استكباري را از سران فتنه جمع‌آوري كرده و كتابي حجيم از آنها را تهيه كنند.

وي با بيان اينكه اين تحريف تاريخ توسط كروبي و امثال وي بسيار دردناك است، اظهار داشت: اين خيانت به نسل امروز است چرا كه نسل امروز آموزه‌ها را نديده و درك نكرده بنابراين ممكن است اين ادعاهاي باطل را باور و گمان كنند همان روزها هم سران استكباري از امام(ره) حمايت مي‌كردند؛ اين در حالي است كه امام(ره) از دست دشمنان اسلام خون جگر‌ها خوردند و تهمت‌هاي سنگيني را متحمل شدند.

حجت‌الاسلام روحاني تاكيد كرد: طبق وظيفه اخلاقي بر خود لازم ديدم از امام (ره) و تاريخ انقلاب اسلامي ايران دفاع و از اين تحريف‌ها جلوگيري كنم؛ هرچند مي‌دانم اين كار برايم هزينه‌هايي در بر خواهد داشت اما در مقابل تحريف تاريخ ايستادگي خواهم كرد.


 

مشروح اظهارات خواندني عامل اصلی ترور شهید دکتر علیمحمدی
مجيد جمالي فش عامل اصلی ترور شهید دکتر مسعود علیمحمدی و از اعضای یکی از شبکه های تروریستی موساد بخشی از چگونگی آموزش ترور را در پادگانی در نزدیکی تل آویو ، ارتباط با عوامل موساد ، چگونگي ترور اين استاد دانشگاه و ... تشریح کرد.

*** من مجيد جمالي فشي هستم و اولين آشنايي من با سرويس اطلاعاتي اسرائيل در حدود 3 سال پيش بود كه براي دومين بار به استانبول سفر كرده بودم و در آنجا با فردي به نام رادپور آشنا شدم كه ايشان پيشنهاد رفتن به كنسولگري را به من داده بودند و من هم به علت اينكه مشتاق بودم با هم به كنسولگري رفتيم و آنجا طبق يكسري تشريفاتي كه انجام شد وارد اتاقي شدم ولي از هم جدا بوديم يكسري سوالات زياد از من كردند طبق آن سوالات يكسري فرم ها به من دادند فرمهاي مشخصات بود و چگونگي همكاري با آنها.

البته كسي را نمي ديدم و از پشت ميكروفون با هم صحبت مي كرديم همانجا بود كه به من گفتند فردا تنها بيايم بدون رادپور.

*** البته در همان سفر حتماً تاكيد داشتند كه با رادپور و دوستان ايراني ام تماس نداشته باشم يعني در آن خانه اي كه در آن زندگي مي كردم به من گفتند كه بايد به هتل بروي و تمام هزينه هايش را هم دادند. من هم طبق دستورالعملي كه به من داده بودند به هتل رفتم در حدود يك هفته طول كشيد كه كار آنها تمام شد يك ماموريت جمع آوري اطلاعات در ايران به من دادند و من به ايران برگشتم.

*** من به ايران برگشتم و همان ماموريتي كه به من داده بودند جمع آوري اطلاعات بود در مورد يك محل مشخصي انجام دادم به طور كامل و در زمان معيني حدود 3 ماه بعد بود دوباره به تركيه بازگشتم بعد طبق همان سيري كه داشتم تماس گرفتم وارد كنسولگري شدم البته مدارك و اطلاعات را روي كاغذ نوشته بودم و در كاغذ حمل مي كردم در حدود 30 صفحه بردم آنجا تحويل دادم و خيلي هم خوششان آمد البته يكسري ايرادها را بطرف كردند نواقصش را گرفتند توضيحاتي دادند و تقريباً در حدود 10 روز طول كشيد كه از پشت ميكروفون اطلاعات جديد و آموزشهاي جديد به من مي دادند و  در آن موقع در سفر دومي كه به كنسولگري رفته بودم با فردي به نام بهرام كه رابط من و سرويس اطلاعاتي اسرائيل شد.

*** در حدود سومين سفر بود كه انجام شد وقتي برگشتم يك تست پلي گراف ياهمان دروغ سنج از من گرفتند كه 2 روز طول كشيد يك روز تستش را انجام دادند و روز بعد تست اصلي انجام دادند كه يك دكتر اسرائيلي بود به همراه يك فرد ايراني كه كار مترجمي را انجام مي داد البته بهرام هم از پشت ميكروفون صحبت مي كرد.

*** آموزشها شروع شد ،آموزشهاي جمع آوري اطلاعات در مورد مكانها مثل پارك ها ، جاده ها ،‌پادگان ها تقريباً مكانهايي كه بيشتر عمومي بودند مثل پارك هاي تهران ،‌جاده ها كه چه چيزهاي امنيتي دارد چه دوربين هايي دارد چه اشخاصي در آنجا تردد مي كنند چه ارگان هاي دولتي در آنجا هست سير اطلاعاتشان در همين حد بود كه چه چيزهايي براي انجا عمليات مضر بود.

در اين سفر بود كه يك پله جلوتر  رفتم و گفتند كه براي ارائه اطلاعات نمي خواهد بر روي كاغذ بياوري يك دوربين ديجيتال به همراه كمربند حمل مموري دوربين ديجيتال كه يك دوربين معمولي بود كه مموري مي خورد ولي كمربند چرم قهوه اي – مشكي بود كه سگگ آن باز مي شد توسط يك آچار آلن و مموري در آن جاسازي مي شد اين تكنولوژي جديد را در آن سفر به من دادند و گفتند از اين به بعد مي تواني اطلاعات را از اين طريق براي ما بياوريد.

*** بعد از اين دوره من برگشتم ايران. يك ماموريت جمع آوري اطلاعات بود در مورد يك مكان خاص در تهران به من دادند جمع آوري اطلاعات را طبق آن چيزي كه گفته بودند بر روي كاغذ مي نوشتم و از آن عكس  مي گرفتم و عكس را داخل كمربند مي گذاشتم و از ايران كمربند را خارج مي كردم

*** بعد از آن سفر كه برگشتم يك ميل به من دادند و گفتند از اين به بعد تاريخ هاي سفر را ما تعيين نمي كنيم كه در اين ساعت بيا از قبل تعيين نمي كنيم طبق اين ميل ما با شما در ارتباط هستيم البته به صورت كد گذاري شده يكسري كشورها را براي من كد گذاري كردند كه مثلاً كشور تايلند جنوب ، كشور تركيه شمال كه از طريق آن بتوانم يكسري تاريخ ها و محل ها را براي ملاقات تعيين كنيم. اولين سفرمان قرار شد آسياي جنوب شرقي باشد و طبق همان چيزي كه گفته بودند يك تاريخي را به من گفتند و من به آنجا رفتم بعد از اينكه به آن کشور رفتم قرار شده بود شماره تلفن و آدرسم را در ميل بگذارم كه در حدود 3 يا 4 ساعت بعد با من تماس گرفتند و يك محلي را براي ملاقات بهرام به من داد يك محلي را براي ملاقات آدرس داد يك هتلي بود و من تاكسي گرفتم و به آنجا رفتم ، آنجا اولين ديدار حضوري من و بهرام در خارج از كنسولگري بود در حدود 4 – 5 ساعت با  من صحبت كرد كه  چه طوري است و از اين به بعد كارهايمان عملي مي شود و به صورت عملي شما را آموزش مي دهيم يكسري معلم ها هستند كه بهترين هاي اسرائيل هستند و ما انتخاب كرديم كه تو را آموزش دهند و همين طور يك سيم كارت و گوشي به من دادند كه از اين به بعد با آن در تماس هستيم. فرداي آن روز رسيد و 2 نفر افراد جديد بودند كه من با آنها آشنا شدم 2 افسر اسرائيلي بودند و عبري صحبت مي كردند و بهرام مترجم ما بود يعني رابط بين ما بود شخص هايي به نام اومر و جوني بودند كه جوني متخصص فني و كامپيوتر بود و اومر مخصوص كارهاي عملياتي بودو آموزش عملياتي مي داد.

در آن سفر يكسري آموزشهايي به من دادند مثل تعقيب و گريز ،‌ضد تعقيب ، تعقيب ماشين ، جمع آور اطلاعات از يك محل خاص ، چسباندن بمب به زير ماشين در همين حد البته آموزشهاي عملي به صورت عملي و خودشان  نظارت داشتند روي اين كار و چيز مهمي كه در آن سفر آموزش دادند ارتباط sayf(رودررو) از طريق لب تاپ بود. يك لب تاپ را به من آموزش دادند كه از طريق آن مي تواني به صورت رودرو و راحت هر چيزي را كه مي خواهي بتواني صحبت كني اما به دليل اينكه من لب تاپ شخصي داشتم گفتند كه نمي تواني در اين سفر به شما لب تاپ بدهيم چون از لحاظ پوششي مشكل دارد نمي تواني همزمان 2 تا لب تاپ را به ايران ببري به خاطر همين موكول كردند به سفر بعد. دوباره يك ماموريت جمع آوري اطلاعات يك نقطه خاص تهران را به من دادند و من را راهي تهران كردند يعني عين سفرهاي قبلي.

*** اين لب تاپ درظاهر يك لب تاپ معمولي بود كه همه داشتند و اگر كسي هم مي ديد چيزي را متوجه نمي شد در اصل 2 ويندوز xp داشت كه يكي از ويندوزها 2 ويندوز بود يك ويندوز sayf داشت كه بايد يكسري مراحل را طي  مي كردي تا برسيم به آن ويندوز اصلي كه به آن ويندوز قرمز مي گفتند. 2 ويندوز آشكار و يك ويندوز پنهان در اصل 3 ويندوز داشت. زمانيكه لب تاپ را روشن مي كرديد اگر دست به چيزي نمي زديدوارد يك ويندوز معمولي و عادي مي شد و كسي متوجه نمي شد وقتي مي خواستيم وارد ويندوز sayf بشويم وقتي لب تاپ را روشن مي كرديم بعد از چند ثانيه از گزينه كامپكت 2 گزينه مي آمد وقتي دكمه اسكيس (ESC) را چند بار مي زديم وارد منوي  اصلي لب تاپ مي شد منوي اصلي شامل 3 گزينه بود يك برنامه ريكاوري برنامه اي بود كه خودشان تنظيم كرده بودند در صورت بروز هرگونه مشكلي براي كامپيوتر طبق آن ريكاوري مي توانستيم برگرديم به همان حالت اول برنامه ريزي خودشان يعني به حالتي كه روز اول لب تاپ را به من داده بودند نه حالت كارخانه. گزينه دوم ويندوز 2 بود ويندوزي كه از طريق آن مي توانستي وارد ويندوز قرمز  شوي از آنجا روي كيبورد آن گزينه را انتخاب مي كرديم وارد ويندوزي كه شبيه ويندوز معمولي بود از گزينه استارت 3 گزينه را بايد فعال مي كرديم اولين گزينه در پنجره اول گزينه دوم در پنجره دوم و گزينه سوم در پنجره سوم HP سه مرحله بود كه 3 پنجره فعال مي شد وقتي سومين پنجره را فعال مي كرديم يك دفعه پنجره ها محو مي شد و يك پنجره جديد باز مي شد كه روي آن پسورد را مي نوشتيم يك پسورد داده بودند كه البته آن SONY 777 بود آن را تايپ مي كرديم اينتر (ENTER) را مي زديم در آن زمان كليد فلش مموري را مي خواست يك فلش مموري كه مخصوص وارد شدن به قسمت قرمز بود آن زمان كليد كامپيوتر را وارد مي كرديم اينتر مي كرديم در عرض يك  ثانيه ويندوز تغيير مي كرد و رنگ صفحه قرمز مي شد و عملاً وارد قسمت قرمز شده بوديم.

*** در مورد گوشي هم يك چيزي شبيه همين بود. 2 عدد ويندوز داشت گوشي  موبايل ، يك گوشي سامسونگ بود كه 2 عدد ويندوز داشت كه از ويندوز اصلي يك سري مراحل را طي مي كرديم بعد مي رسيديم به جائيكه رمز مي داديم وقتي رمز را وارد مي كرديم بعد از 5 ثانيه يك نوار پر مي شد و خودبخود وارد قست قرمز مي شد و آن هم همينطور بود با اين تفاوت كه در گوشي مي توانستي در قسمت قرمز چيزي را ذخيره كني همانطور كه گفته بودم نمي شد در قسمت قرمز چيزي را ذخيره كرد و فقط زماني كه وارد قسمت قرمز مي شدي مي توانستي آن چيزها را ببيني كه اين گوشي بيشتر براي فيلمبرداري و عكسبرداري هاي مخفي بود چون حالتي داشت كه وقتي وارد قسمت قرمز مي شديد اگر دكمه قرمز را 2 بار فشار مي دادي و يكبار دكمه بغل را صفحه نمايش سياه مي شد و تا دوباره اين دكمه ها را فشار نمي دادي طبق مراحل خودش روشن نمي شد اگر كسي هم به آن دست مي زد خودبخود خاموش و روشن مي شد برمي گشت به ويندوز اصلي ، اين دو دستگاه را در سفردومي كه به آسياي جنوب شرقي رفته بودم به من دادند البته طرز كار آن را در آن دو سفر به من ياد داده بودند.

*** با من تماس گرفتند و گفتند كه بليط بگير و بيا  و برو به فلان هتل . اسمت را بگو پاسپورت را نشان بده و ما براي تو اتاق رزرو كرده ايم من اين كار را كردم بعد رفتم همان هتل درست بود براي من اتاق رزرو كرده بودند بعد با من تماس گرفتند طبق همان شرايط قبلي يك تلفن دادند و يك تلفن براي خودشان براي ارتباط بود دوباره ترجمه شروع شد با اين تفاوت كه در اين سفر به جاي جوني كه مسول كامپيوتر و فني بود نيامده بود يك خانمي آمده بود به نام ( اِما) كه حامله بود يعني خانم اما با بهرام و اومر آمده بودند 3 نفر. آن 2 نفر سرجايشان بودند و يك نفر جديد آمده بود دوباره آموزش ها شروع شد از فرداي آن روز ولي يك تفاوت داشت با دوچرخه شروع كردند يك دوچرخه آورده بودند كه سواري دوچرخه را ياد دادند كه ببينند چطور است مهارت سوار شدن . بعد يكسري راهها مي دادند و مي نشستند در يك رستوران و مي گفتند از روي نقشه از اين راه بروي تا به اين جا برسي بعد از اينكه رسيدي يك زنگ مي زني تا ما بگوييم بيايي كجا پيدا كردن مسير بود با دوچرخه بعد از آن يك سبد پلاستيكي گذاشتند پشت آن كه خالي بود.

*** در آن سفر قبلي باز هم يك كيف جاساز پول به من دادند كه البته 2  عدد بود در حدود 30 هزار دلار بعد من برگشتم كه در آن سفر خانم من هم آمده بود و بعد با هم برگشتيم.

بعد از اينكه برگشتيم ايران يكسري ماموريت ها به من داده بودند جمع آوري اطلاعات از يك  مكان هاي خاصي بود تا اينكه برنامه ريزي كردند تا من به يک کشور اروپايي بروم يك كمپي بود در آنجا براي شخصي بود به نام  استپان كيرالي كه البته ميلش را به ايميل من فرستاد قرار بود من بروم آنجا براي آموزش بوكس كه طبق چيزهايي كه گفته بودند آنجا كنسل شد و سفرم موكول كردند به کشور ديگري.من زميني به آنجا رفتم طبق همان شرايط قبلي يك قرار ملاقات اوليه گذاشتم با بهرام و گوشي موبايل به من داد و از فرداي آن روز رفتيم براي خريد كردن يكسري لوازم براي من خريد كردند كل لباسها  از كفش گرفته تا لباس زير ، شلوار ، پيراهن و ... همه چيز را گرفتند و گفتند هيچ  كداميك از لباس ها را كه از ايران آورده اي نمي تواني همراه خود بياوري يك ساك چمدان هم براي من گرفتند.

*** در حدود 3 روز بعد قرار گذاشتند كه صبح زود ساعت 7 صبح جلوي يك هتل با من قرار گذاشتند و من با آنها رفتم البته تمام لباس هاي خود را از من گرفتند و من با لباسهايي كه آنها به من داده بودند ساعت ، همه را از من گرفتند فقط حلقه ام را به من دادند.

با بهرام به فرودگاه رفتيم در فرودگاه آن آقاي مسئول پشتيباني بود آنجا ديدم آمد دوباره در رستوران فرودگاه يكسري توضيحات را از اول به من دادند و پاسپورت را به من تحويل دادند در سفر گفتند كه من را نمي شناسيد برنگرد به من نگاه كن ، خيره نشو ، حرف نزن تنها كسي كه همسفر توست بهرام است. از فرودگاه پرواز كرديم به تل آويو وقتي رسيديم به تل آويو طبق مهري كه در پاسپورت خورده بود من يك اسرائيلي بودم . وارد فرودگاه تل آويو شديم كه البته آنجا مسئول مهر كردن پاسپورت ها به من گير داد چون يك سوالي از من پرسيد و من كه عبري بلد نبودم مشكوك شد كه همان آقاي مسئول پشتيبان وارد  عمل شد و كارتي را نشان داد پاسپورت من و بهرام را گرفت و از يك راه ديگري بود يعني مسافرهاي عادي از يك خرطوم رد مي شدند ما را از خرطوم ديگري رد كردند وقتي آخر خرطوم رسيديم اومر آنجا بود. بعد از سلام ما را سوار كرد البته آن فرد از ما جدا شد و من و بهرام و اومر سوار ماشين اومر كه يك تويوتا دوكابين بود شديم از فرودگاه خارج شديم و رفتيم به سمت تل آويو . از تل آويو رد شديم و رفتيم به شهر هرتزليا كه در آنجا يك هتلي بود كه كنار ساحل بود آنجا يك اتاق به من نشان دادند كه اتاق سوئيت مانند بود كه گفتند اينجا محل اقامت توست در حدود 1000 شگل بود و پول اسرائيلي هم به من دادند و گفتند اگر اتفاقي افتاد پول پيش شما باشد يك گوشي موتورولا با سيم كارت اسرائيلي به من دادند و گفتند كه البته تماس نمي گيري و رفتند و گفتند بعداً برمي گرديم استراحت كن. بهرام و جوني آمد اولين كسي كه در اسرائيل آمدند براي آموزش و در همان سوئيت هتل آموزش را شروع كردند يكسري برنامه ريزي ها بود كه مي خواستند به من نشان دهند مثل راهها را چطور بروم آموزش هايي كه چه كارهايي را بايد انجام بدهم به صورت تئوري جوني به من ياد داد.

فرداي  آن روز گفتند كه آموزش عملي شروع مي شود فرداي صبح آن روز بهرام آمد و ماشين كرايه بود از اين دو كابينه ها ، ماشين كرايه اي تل آويو. رفتيم فروشگاه يكسري چيزها خريد آب و ... از تل آويو خارج شديم حدود نيم ساعت گذشت وارد يك پادگان شديم. از تل آويو خارج شديم اتوبان تل آويو – اورشليم  در حدود نيم ساعت طول كشيد تا رسيديم به درب پادگان فكر كنم دقيقاً مجاورت اتوبان تل آ‌ويو – اورشليم بود وارد پادگان شديم و از يك پل روگذر وارد خود پادگان مي شديم حدود 3 -4 كيلومتر از كنار فنس ها مي رفتيم  دور تا دور پادگان را فنس كشيده بودند.

خلاصه آموزشهاي حرفه اي موتور شروع شد طي 2 روز آموزش حرفه اي موتور گذاشتند يكسري موانع كه آنها را چطوري رد كنم روز اول يك موتور نيمه سنگين در حدود 200 بود ولي موتوري كه در شهر اسرائيل – تل آويو مي ديديم. فرداي آن روز وارد آن جا شديم 2 تا هوندا 125 نو ايران آنجا گذاشته بودند صفر صفر بود تعجب كردم كه چطور اينها را آورده اند دقيقاً مارك آنها ايراني بود كه كارخانه ايران درست كرده بود صفر بود از فردا شروع كردم روي آن تمرين كردم فقط روي هوندا 125 انجام مي داديم.

من خيلي تعجب كردم پرسيدم گفتند دقيقاً‌ساخت ايران است همان موتوري است كه در ايران دارند سوار مي شوند ديگر آموزش ها روي اين موتور است چون سخت تر است لاستيك آن كوچكتر و باريكتر و قدرتش هم كمتر است و اين موتوري است كه كار اصلي را بايد با آن انجام بدهي بعد يك جعبه بزرگ روي موتور نصب كردند يعني پيچ كردند دو پيچ روي آن بستند روي آن يك جعبه در حدود 20-30 كيلو بود موتور سواري را با آن شروع كردم تئوري آن را گفتند كه اگر يك جعبه سنگين روي موتور باشد بايد كجاي موتور بنشيني تئوري را به من گفتند اول خودش نشست تمام مراحل را رفت و بعد گفت به من نگاه كن تا من شروع كنم باز هم كارهاي مهارتي را با آن انجام دادم .

*** آموزشها ادامه داشت با جعبه سنگين پشت موتور. جعبه هميشه پشت موتور بود تا روزي كه باعث تعجب من شد با آن موتور توي شهر من را آموزش مي دادند در شهر تل آويو. چند روز آينده را فقط روي موتور تاكيد مي كردند كه البته بعداً بهرام حذف شده بود چون ارتباط من با ميكي انگليسي بود بقيه با تمام كسياني كه با آنها ارتباط داشتم عبري صحبت مي كردند بهرام حتماً حضور داشت براي مترجمي. ولي چون ميكي انگليسي اش خوب بود البته با بقيه عبري صحبت مي كرد ولي با من انگليسي صحبت مي كرد

*** ميکي چند روز با من تمرين موتور سواري مي كرد روز آخر آموزش يك برنامه ريزي كردند توي شهر تل آويو يعني با موتور 125 ايراني كه يك بسته پشتش بود از يك نقطه بايد مي رفتم يك نقطه ديگر.

*** براي تيراندازي آنجا 2 روز اومر آموزش كلت به من داد و گفتند كه اين كلت ساخت اسرائيل هست تقريباً كلت كوچكي بود بزرگ نبود يكي كمي بزرگتر از شاه كش كه گفتند ساخت خود اسرائيل هست و 13 تا تير مي خورد در آن 2 روز آموزش تيراندازي را به من ياد دادند اول ايستادن ، سراپا ، نشسته ، خوابيده ، موانع مختلف ، تيراندازي هاي عملياتي و خيلي چيزها را به من آموزش دادند و ازتمام مراحل آموزشها فيلمبرداري مي كردند يادم رفت حتي البته از آموزشهاي موتورسواري هم فيلمبرداري مي كردند جز به جز جزئيات آنها را فيلمبرداري مي كردند. آموزش تيراندازي 2 روز طول كشيد.

*** نحوه ترور كردن شخصي كه در مراحل مختلف متحرك ، ثابت ، بزن دررو و خيلي چيزهاي ديگر كه 2 روز طول كشيد و آموزشها را اومر به من مي داد بعد كه آموزشها را مي دادند لباسهاي من را در مي آوردند يعني يك لباس مخصوص تيراندازي بود يعني لباسي كه بيرون مي رفتم نمي گذاشتند تيراندازي كنم كه بعد

علتش را پرسيدم كه چرا لباسهايم را عوض مي كنيد گفتند كه باروت روي پيراهن نماند كه بقيه پيراهن هايت را آلوده مي كند.

*** 2 روز جمع بندي كل چيزهايي را كه يادگرفتي انجام دهي و عملياتي را كه مي خواهي براي ما در ايران انجام بدهي و خيالت راحت باشد كه اين مأموريت يك سري اجزا دارد يكسري كارهاست كه از قبل آموزش ديدي خيالت راحت باشد همه چيز آموزش ديده چيز جديدي نيست من را بردند به همان پادگان ، پادگاني كه آموزش موتور سواري مي ديديم آنجا بود كه يكسري آموزشها روز اول به من دادند يعني آموزش نبود جمع بندي كلي بود.

*** در اين روز يك شخص جديدي آمد به اسم جان كه مخصوص كارهاي فني بود يعني مخصوص آموزش دادن كارهايي كه اون جعبه را روي موتور يعني سير اون جعبه اي كه من چطور آن را روي موتور ببندم آموزش مي داد آقاي جان كه مسئول آموزش دادن كل چگونگي حمل و كاركردن با جعبه بمب كه البته قبل به من گفته بودند يك جعبه است واطلاعي نداشتم بعد از اين مرحله آمد و توضيحاتي داد كه چگونه خشاب ها را چطور بيرون بكشم سوزن ها را وكلاً آن جعبه چيست و چگونه بايد آن را سوار كنم روي موتور. اول به صورت تئوري يكسري آموزشهايي داد كه چه كارهايي بايد انجام بدم و ساكت باشم، سروصدا كم باشد ،در تايم خيلي كمي بايد اين كار را انجام دهم بعد وارد مرحله اي شد كه خودش يكبار اين كار را انجام داد همينطور 2 تا پايه هايي بود كه بايد وصل مي كرديم بخاطر اينكه نيافتد موتور، ما دو پايه اضافه به موتور وصل مي كنيم كه احياتاً كسي به موتور دست زد يا بادي خورد نيافتد ، موتور جابجا نشود تمام اين مراحل را خودش يكبار انجام داد و من  فقط نگاه مي كردم مرحله بعد توضيح مي داد و من انجام مي دادم تا اينكه رسيد يه موقعي كه خودم بايد انجام مي دادم يكبار كلي خودم انجام دادم  خيلي خوب بود گفت سروصدا نمي كني و خيلي سريع انجام مي دهي و كلاً يك جمع بندي كردند و گفتند كه اين دقيقاً چيزي است كه تو بايد در ايران انجام بدهي يعني حتي پيج ها، آچارها همان هاست يعني دقيقاً رنگشان هم ، سعي مي كنيم كه چيز جديدي براي تو نباشد دقيقاً همان را براي تو مي گذاريم آن را با آنها انجام بدهي و مراحل هم بايد دقيقاً‌ همينطور باشد.

***در‌ آن روز در هتل 2 خانم آمدند كه آموزش حرفه اي گريم را به من ياد دادند البته عكس هم گرفتند و گفتند كه چه چيزهايي جلب توجه مي كند كلاً آموزش تئوري و عملي گريم را در حدود 3 ، 4 ساعت در هتل و همان سوئيت ياد دادند كه در تل آويو بود .

*** اين مسير را تقريباً‌ 3 بار انجام داديم آن روز يكسري بحت ها مي شد يكدفعه انجام مي دادم جلسه مي گذاشتند آن 7، 8 نفر يكسري صحبتها و بحثها مي كردند بعد تجزيه و تحليل مي كردند يك جاهايي را عوض مي كردند دوباره از اول تمرين مي كرديم اين روز كلا‌ً كار ما اين بود يعني تمرين آخر بود تمرين نهايي و چسپاندن پازل ها به هم بود تا اينكه شب به هتل رفتيم بهرام به من گفت فردا روزي هست كه تو همين كاري كه امروز كردي بايد انجام بدهي با اين تفاوت كه يكسري آدمها مي خواهند تمام آدمهايي كه در اين كار دست داشتند مي خواهند بيايند و تماشا كنند و تاok  ندهند اين كار انجام نمي شود يعني معلوم بود كه يك حالت مثلاً مي گفتند كه آن آدمها بايد بيايند و حتماً‌ ببينند يك حالت ترس از دستگاه امنيتي ايران داشتند كه حتماً بايد كار خوب پيش برود چون خيلي به جزئيات توجه مي كردند خيلي خيلي تاكيد مي كردند كه چون خيلي ترس از ايران داشتند مي گفتند يعني بايد همان چيزي پيش برود كه ما مي گوئيم وحشت آنها واضح بود. فردا صبح كه رفتيم ديدم چيزها را تغيير داده اند دوربين گذاشته بودند.

*** يك ساعت بعد شخصي آمد كه چهره اي خيلي شبيه ايراني ها داشت من حدس مي زنم كه يك شخص ايراني بود و ايراني يك كلمه هم با من صحبت نكرد من را كشيد كنار به محض اينكه وارد شد و بهرام هم آمد كه كار ترجمه را انجام مي داد عبري صحبت كرد حول وهوش يك ربع با من صحبت كرد خيالت راحت باشد هيچ مشكلي براي تو بوجود نمي آيد سعي كن باتمام وجود كارهايي كه طبق همان جزئيات است انجام بدهي يعني ترس هنوز در وجود آن بود يعني خيلي تاكيد داشت كه يك ذره جزئيات را جا نيندازيم بعد از اينكه با من صحبت كرد.

*** قبول كردند همه چيز خوب است انجام شد رفتيم هتل بعد شب يك مهماني ترتيب دادند يك مهماني خداحافظي كه اومر ، جوني ، بهرام و من بوديم كه فرداي آن روز پرواز داشتيم من و بهرام و اون آقاي مسئول پشتيباني كه پرواز كنيم به يک كشور همسايه ايران از طريق همان پرواز برگشتيم به اين كشور . يك هتل براي من در نظر گرفته بودند گفتند خودت را معرفي كن رفتم اونجا فرداي آن روز لباسهايم را به من برگردانند لباسهايي كه مال خود من بود يكبار ديگر آنكسي كه مسئول پشتيباني بود در رستوراني با من جلسه گذاشت 3 نفر بوديم آن عبري صحبت مي كرد و بهرام مترجم بود كل كار را دوباره به من توضيح داد از نظر تئوري .

*** در جاي خودكار جامدادي بود كه از زير پيچ مي خورد و در آنجا جاسازي مي شد شناسنامه بود ، كارت ملي ، كارت پايان خدمت و گواهينامه موتور به نام مهدي ولي عكس خودم روي آن بود عكس هايي كه قبلاً از من گرفته بودند .

*** يك مشكلي به وجود آمد و آن در برنامه نبود من زماني كه در اسرائيل بودم خانه ما را دزد زده بود به خاطر اينكه نمي توانستند اطمينان كنند كه امكان داردلب تاپ تو را برده باشند يك لب تاپ ديگر به من دادند گفتند اين براي اطمينان گفتند اگر لب تاپ بود اين را بگذار براي پشتيباني ،  قايم كن و با همان لب تاپ كار كن يا اگر دزديده بودند و يا خراب شده بود به هر علتي يك لب تاپ جديد داري يعني نمي شد كه ارتباط قطع شود به خاطر همين اين برنامه سوپرايزي بود كه اين لب تاپ را به من دادند من به ايران آمدم زميني و در مرز هيچ مشكلي بوجود نيامد تقريباً 2، 3 روز بعد به من اطلاع دادند اولين ماموريتي كه در ايران داشتم اين بود كه بايد موتوري مي خريدم كنسل كردند موتور را و گفتند ما موتور را خودمان تهيه كرديم ديگر احتياجي به خريد موتور نيست و بايد بروي وآن را تحويل بگيري اين اولين خبري بود كه به من درباره ماموريت دادند ولي گفتند كه به تو خبر مي دهيم فقط بدان كه احتياجي نيست كه موتور بخري.

*** بعد گفتند كه بايد موتور ها را تحويل بگيري و مراحل آن را كه يك وانت بگيرم ، تغيير چهره دهم ، يك موبايل بي نام هم بخرم و آنها را بياورم به نقطه اي و از آن نقطه ببرم به محلي كه در نظر گرفته بودند كه موتورها را آنجا پارك كنم تماس گرفتم و گفتم شخصي مي آيد و موتورها را و پاكت مدارك را به آن بده و درب پاكت را چسپ بزن و فاكتور را هم بده بياورد، وانت گرفتم و شماره آن را در موبايل زدم بعد تماس گرفتم با موتور سازي بعد از 2 ساعت از قرار با موتور و 2 زنجير همراهش برگشت حساب كردم و موتورها را انتقال دادم به محل مورد نظر. موتورها موتورهاي معمولي 125 ساخت خود ايران بود ولي نو نبود ، كار كرده بود ولي معلوم بود اجزاي آن را تعويض كرده بود لاستيك هايش و قطعاتش را عوض كرده بودند.

*** يك روز قبل از بستن جعبه آدرس منزل آقاي علي محمدي كه قبلاً ماكت آن را ديده بودم به من دادند و دليلش  هم واضح بود كه هر زمان برنامه لو رفت بقيه آدرس ها لو نرفته باشد آن روز رفتم براي جمع آوري اطلاعات اين آدرس هست و خانه اش هم كه قبل ديدي آنطور ا ست و گفته بودند كه جلب توجه نكن واينستا به خانه كه رسيدي حتي به خانه نگاه نكن يعني از دور رسيدي به در خانه رد شو و برو و مسيررا پيدا كن اين كار را كردم تا فرداي آن روز  كه گفتند ظهر بود بايد مي رفتم و جعبه را نصب مي كردم تا رسيد به روزي كه جعبه را نصب كردم البته در اين 2 هفته وقفه 2 بار به انبار رفتم به خاطر اينكه اطمينان حاصل كنند كه موتورها سالم است و روشن مي شود.

*** از درب اصلي بروم وقتي وارد انبار شدم 2 كارتن آنجا بود به هيچ چيزي دست نزده بودند 2 كارتن آنجا بود گفته بودند كه در آن 2 هفته كلاه كاسكت ، دستكش ، لباس بگيرم و من گرفتم و به انبار برده بودم 2 كارتن كنار موتور گذاشته بودند يك كارتن بزرگ مربع بود با يك كارتن باريك و دراز مستطيل. كارتن مستطيل را باز كردم در آن دقيقاً وسايلي كه در اسرائيل بود حتي رنگ آنها هم همانطوري بود جعبه ابزار بود ليدرمن بود از اين همه كاره ها ، 2 قفل كوچك با كليدها ، دستكش كار ، يك زنجير.

*** يكي تلفن ديجيتال همان تلفني كه در اسرائيل جوني طرز كار آن را به من آموزش داده بود در قسمت تئوري با دو باطري اضافه و شارژر آنها با دو پايه موتور زير جك براي زاپاس و كارتن اصلي كه همان كارتن جعبه بمب بود جعبه را كارتنش را باز كردم 2 پوشش داشت به جز پوشش اصلي كه پلاستيكي بود يك كارتن بود صاف و دست نخورده يك جعبه آلومينيومي بود كه با چسب دورش را بسته بودند از داخل فويل هاي خيلي محكمي خورده بود كه قرار بود فويل ها را از بين ببرم ولي جعبه را همان جا بگذارم اين كار را كردم طبق آ‌موزش جعبه را گذاشتم استپر آن را عوض كردم سيني را گذاشتم جعبه را گذاشتم.

*** تلفن آخر بود كه گفتند فرد صبح ساعت 5 بايد برگردي  موتور را بياوري و بگذاري جلوي در خانه . تلفن ها را خاموش كردم و رفتم خانه از طريق لب تاپ تماس گرفتم جزئيات را گفتم و گفتم كارهايي را كه انجام داده بودم. آشغال ها را از بين بردم و در  ضمن در آن انبار با دستكش بايد كار مي كردم كه هنگام كار با دستكش هاي پزشكي بايد كار مي كردم كه اثر انگشت من نماند و همه چيز آماده است و گفتند كه ساعت 5 صبح بايد از خانه بروي بيرون من حدود 4 صبح از خواب بيدار شدم يكبار ديگر لب تاپ را چك كردم كه در صورت كنسل شدن به من اطلاع دهند چك كردم هيچ پيامي نبود گفتند اگر پيامي نبود طبق برنامه پيش بروم لباس راحت پوشيدم اما گرم كه بتوانم راحت رانندگي كنم طبق شرايط امنيتي تلفن را در خانه گذاشتم از تاكسي استفاده كردم به پارك وي رسيدم از آنجا پياده رفتم تا محموديه انبار مورد نظر رفتم داخل انبار موتور را برداشتم كلاه كاسكت ، دستكش پوشيدم يكسري كارها بايد داخل جعبه انجام مي دادم انجام دادم مثلاً 2 تا سوزن بايد درمي آوردم سوزن ها را پرت مي كردم 2 تا خشاب بود كه بايد درمي آوردم و نگه مي داشتم خشاب ها را تازمانيكه به من گفته بودند بايد نگه مي داشتم و آن دستكشي كه با آن كار مي كردم  را گفتند كه آن را پرت كنم سوزن ها را با دقت دربياورم كه نشكند و حتماً بايد سالم دربيايد انجام دادم از خانه آمدم بيرون موتور را خاموش  از پاركينگ درآوردم 50 متر  خاموش رفتم بعد موتور را روشن كردم حركت كردم طبق مسير تا خيابان شريعتي انتهاي خيابان صبا روبروي شركت برق آن نقطه كه رمز آن قهوه خانه بود اولين تماس را مي گرفتم و مي گفتم كه آماده ام به آنجا رسيدم و تماس گرفتم تلفن ماهواره اي امن نيست و نبايد پشت آن راحت صحبت كنم كدهايي را براي تلفن ماهواره اي گذاشته بودند.

*** اين تلفن يك آنتن بلند آلومينيومي داشت دقيقاً فتوكپي همان بود ولي پشت آن راحت مي توانستم صحبت كنم و جزئيات را بگويم آنجا بود كه آن تلفن sayf خراب شد يعني آنتن داشت ولي ارتباط برقرار نمي شد چون طرز كار آن را گفته بودند كه دكمه سبز را 3 ثانيه نگه مي د اشتم و رها مي كردم كال اين مي آمد تمام اين مراحل را مي رفت بوق مي خورد ولي وصل نمي شد از آن لحظه به بعد ارتباط ما با تلفن ماهواره اي شد و با كد و راحت نمي توانستيم صحبت كنيم به نقطه قهوه خانه رسيدم.

*** طبق  برنامه موتور را  روشن كردم و رفتم خيابان مهر 3 از آنجا رفتم بالا موتور رو كنار درخت پارك كردم ، تراكت ها را درآوردم ، تراكت ها را پخش كردم و رفتم به سمت بالاي خيابان مهر 3 ، به سمت چپ رفتم به جايي كه كد آن كتابخانه بود ، يعني جايي  كه بايد اطلاع مي دادم كه موتور را گذاشتم اطلاع دادم و گفتم و به سمت محلي كه كد آن امام زاده بود يعني نقطه انتظار رفتم ، از لحظه اي كه آنجا رسيدم تا حدود 3 بعدازظهر طول كشيد تا آنها با من تماس بگيرند و من منتظر ماندم و حدود ساعت 3 تماس گرفتند و گفتند طبق برنامه 2 بايد پيش بري و برنامه عوض شده و بايد برگردي و كد آن داروها بود يعني بايد مي رفتم داروها رو برمي داشتم و داروها را به داروخانه مي بردم من هم طبق برنامه موتور را برداشتم و به سمت انبار رفتم و موتور را به انبار برگرداندم و به من گفته بودند وقتي رسيدي  انبار بايد  2 خشاب رو به محل قبلي برگرداني و سوزن ها را كه دور انداخته بودم. به خانه رفتم و ا طلاع دادم كه موتور درانبار است و خشاب ها هم سرجايش است و فرداي آن روز اعلام كردند دوباره بايد برنامه را تكرار كني ، 4 صبح بيدار شدم تماس گرفتم برنامه تغيير نكرده بود طبق قرار به نقطه انتظار كه همان مديان تجريش بود رفتم مثل روز قبل ، حدود 3 الي 4 ساعت بعد پيش رفتم و طبق برنامه يك عمل بايد مي كردم چون گفتند همه چيز خوب پيش رفته و بايد طبق برنامه يك عمل مي كردم و يك سري وسايل را از بين مي بردم طبق برنامه پيش رفتم با كلاه كاسكت و دستكش ، كليد ها و تلفن ديجيتال و خشاب ها را بايد از بين مي بردم و در فواصل مختلف آنها را از بين بردم به رودخانه و سلطل آشغال انداختم تلفن ماهواره اي و مدارك را گفته بودند از بين نبرم اين كارها را انجام دادم و به منزل رفتم وقتي همان روز رفتم خانه پدرخانمم از تلويزيون تازه متوجه شدم كه اصلاً جريان چه چيزي بوده و چه كسي بوده و آنجا تازه فهميدم چون اخبار 24 ساعت داشت درباره آن صحبت مي كرد و آنجا تازه فهميدم كه آن شخص مورد نظر چه كسي بوده .

*** به من پيام دادند صحبت نكن اگر اخبار مي بيني واكنش و عكس العمل نشان نده عادي باش رابطه ما طولاني مي شود هفته يا دو هفته اي يكبار با تو تماس مي گيريم به زندگي عادي ات ادامه بده تا به تو  بگوئيم كه قرار بود حدود يك ماه بعد برنامه ريزي ملاقات را كردند در تعطيلات عيد بود كه كنسل شد و افتاد به يك ماه بعد كه قرار بود اين ملاقات را در(كشور همسايه) باشد طبق همان شرايط به صورت زميني رفتم ارمنستان در اين سفر يك تفاوت داشت تا كه من را ديد بهرام 2 تا نكته را خيلي تاكيد كرد گفت ما در اين سفر با تو كاري نداريم و تنها آمده اي اينجا كه ما با تو صحبت كنيم. خيلي زود بايد برگردي و در اين سفر فقط جوني و بهرام آمده بودن و 2 روز ملاقات بود روز اول جوني يك مكاني شبيه آمفي تئاتر بود در يك هتل آنجا جزئيات تمام كار را شفاهي از من پرسيدند و تايپ كرد.

*** ما به تو خبر مي دهيم يك شغل براي خودت در نظر بگير و مشغول به كار شو در حدود 35هزار دلار كه در 2 تا كيف بود به من داد و گفت 50هزار دلا


ارسال توسط arman
آخرین مطالب

صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 20 صفحه بعد

آرشیو مطالب
پيوند هاي روزانه
امکانات جانبی
ورود اعضا:

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 18
بازدید دیروز : 0
بازدید هفته : 21
بازدید ماه : 19
بازدید کل : 41910
تعداد مطالب : 192
تعداد نظرات : 4
تعداد آنلاین : 1